نگاهی کوتاه به فیلم Kids In Love 2016

:: نگاهی کوتاه به فیلم Kids In Love 2016

اگه نوجوون یا جوون هستین، و اگه فیلم عاشقانه دوست دارین، Kids In Love میتونه فیلم جالبی باشه

البته هنوز و تا الان زیرنویس فارسی براش نیومده، اگه زیاد تو زبان حرفه ای نیستین این مسئله براتون حائز اهمیته

و اما خلاصه داستان فیلم (اگه بنظرتون فیلم براتون بی معنی میشه داستانش رو نخونید):

داستان یه پسر نوجوون که یه زندگی عادی داره و میخواد بره دانشگاه و...

ولی اتفاقی با یه دختر آشنا میشه و بواسطه اون دختر با پارتی رفتن و زندگی مجردی و از خانواده دور بودن و... آشنا میشه

بعد رفیقش و خانواده اش رو میزنه کنار و به اون سبک زندگی روی میاره

در عین اینکه عاشق اون دختره هم شده و اون دختر یک عدد دوست از جنس پسر نیز داره که از قبل باهاش بوده و پولدار نیز هست

بعد از مدتی زندگی تو این سبک

میفهمه اون دوست که از جنس پسره با فروش مواد مخدر پول در میاره، و همه خونه و خرج و... اینا از فروش مواد به بقیه بدست میاد

و یجورایی از این سبک زندگی خوشش نمیاد

به دختره میگه داستان رو

دختره اولش جوری نشون میده انگار نمیدونه و درجریان نیست، بعدش میگه خب این زندگی همینجوریه، درسته پر از اشکال و... ولی همینجوری قبولش کن چون مجبوریم و...

پسره میگه تو هیچی نمیفهمی

بعد دعواشون میشه و...

آخرش پسره میگه من میخوام نجاتت بدم با این حرفا و میره

بعد از یکی دو روز

دختره به پسره میگه که میخواد برگرده پیش خانواده اش (یعنی تصمیم گرفته از این سبک زندگی دوری کنه) و خوشحاله که با پسره آشنا شده و این حرفا...

پسره هم خوشحال و شنگول برمیگرده به زندگیش و...

قشنگی فیلم و داستانش اینه که نشون میده این زندگی پرزرق و برقی که برخا بعضیا دارن، خیلی هم خارق العاده نیست و در درونش اگه نگاه کنی قضایای خودشو داره

بدیش اینه که پسره از همون اول عاشق دختری میشه که میدونه طرف دوست پسر پولدار داره، و این بنظرم مسخره است که با دختره میمونه و بدتر از اون آخر فیلم هم که به دختره میفهمونه اون خوب نیست و... بازم باهم نمیمونن و دختره میره به کشور خودشون که فرانسه باشه (فیلم تو انگلیس اتفاق میوفته) و این مسخره تره، خب عاشقش شدی و کمکش کردی و... حالا چی؟ولش کردی؟

یه فیلم از تجربه یه سبک متفاوت از زندگی توسط یه جوون هست که بنظرم خوب تونسته به تصویر بکشه و مشخصه جوونا رو میفهمیده اون کسی که این فیلم رو ساخته چون قشنگ تونسته مفاهیم رو نشون بده

منبع : بین ستاره اینگاهی کوتاه به فیلم Kids In Love 2016
برچسب ها : فیلم ,زندگی ,دختره ,پسره ,میگه ,میشه ,پسره میگه ,نشون میده ,فروش مواد ,آشنا میشه

مسخره نکنیم

:: مسخره نکنیم

انقدر مسخره ات میکنن

در واقع اصلا کارت مسخره کننده هم هست

ولی خب

نباید مسخره کرد کسی رو

شاید اصلا بخاطر همینه که میگن کلا هیچوقت هیچکس رو مسخره نکن، حتی به شوخی

خب همیشه خاله بازی کردن یه دختر کوچولو کاملا مسخره است

همیشه اسلحه بازی یه پسر کوچولو هم مسخره ترین کار دنیاست

اما همون دختر فردا یه خونه رو میچرخونه، و نه تنها یه خونه و یه همسر

بلکه فرزندانی رو بزرگ میکنه و تحویل جامعه میده

خب اگه بچگی مسخره اش کنی...

اون پسر هم قطعا شاید بهترین تیرانداز شد، یا قهرمان مسابقه ای چیزی شد

اکثر

یا شاید به جرات بتونم بگم تمام قهرمان های ما، تمام اسطوره ها، تمام دانشمندان و در کل تمام آدم هایی که اسمشون رو میدونیم و انسان های نخبه ای در رشته خودشون هستن

اگه به زندگینامشون نگاه کنیم

همیشه توسط پدر یا مادر جدی گرفته شدن

و هیچوقت توسط پدر یا مادر (لزوما هر دو نه) طرد نشدن بلکه همیشه حمایت شدن

حالا پدر مادر یکی هم داغونش کردن

دنیا که به آخر نرسیده

اگر من

اگر تو

اگر خانوادش

اگر همکاراش

اگر همه مسخره اش کنن دنیا به آخر رسیده

برای تمام هنرهایی که میتونست تو این دنیا ارائه بده و ما خوردشون کردیم

منبع : بین ستاره ایمسخره نکنیم
برچسب ها : مسخره ,تمام ,مادر ,شاید

قاطع نباش

:: قاطع نباش

قاطع بودن جز حماقت نیست

و من شخصی قاطع هستم و تا همین دیروز به قاطع بودنم افتخار میکردم و یکی دو روزه فهمیدم چقدر احمق بودم

ببین وقتی یکی میخواد حرف بزنه

اگه حرفش رو قطع کنی دیگه حرف نمیزنه

خیلی ساده اس

تو هر جای هر رابطه ای در هر قسمتی از صحبت ها

قاطع صحبت کنی

موقعیت رو از دست میدی و طرف مقابل رو سرکوب میکنی

قاطع صحبت کردن یعنی حرفی که من گفتم

یعنی تموم

یعنی دیگه حرف نزن

دیگه ادامه نده

بعد اگه قاطع باشی، خیلی ضررها خواهی دید

مثلا جاهایی که اطرافیان میخوان کوتاه بیان نمیتونن

اونایی که میخوان صمیمی شن نمیتونن و...

اصلا قاطع بودن بدور از نرم بودن اخلاقه و اینم دلیل محکمی از حماقت شمرده میشه

قاطع نباشه

باشه؟

- چشم :)

منبع : بین ستاره ایقاطع نباش
برچسب ها : قاطع ,یعنی ,صحبت ,قاطع صحبت ,قاطع بودن

مطلب 774

:: مطلب 774

تو این زمونه

شایدم تو کل زمونه ها

اصلا نباید به کسی لطف کرد

چون بی شعور میشه

پررو میشه

بعدم که بهش بگی

میگه چقدر تو بی ادبی!!!

از همون اول

کاملا قانونی

کاملا جدی

بدون هیچگونه مهربونی و لطف و احترامی

کاملا قانونی

بعد که طرف به مشکل خورد

اومد التماستو کرد

اون موقع منت میذاری سرش

بهش لطف میکنی

چرا؟

چون شعور مهربونی کردنت رو نداره

حتما باید بیاد منت بکشه

خودشو خرجت کنه

تا لطف کنی بهش

اون موقع است که قدرتو میدونه

بسپرشون به خدا

هر کاری دوست دارن بکنن

برخورد اول

ازین به بعد مهربون و با احترام نخواهد بود

بلکه کاملا قانونی و کاملا جدی خواهد بود

بدون هیییییییییییییییییییچ مهربونی

تا طرف بیاد جلوت خم شه و نشون بده الان لازم داره و الان اگه بهش بدی قدرشو میدونه

اونموقع بهش مهربونی میکنی

منبع : بین ستاره ایمطلب 774
برچسب ها : کاملا ,مهربونی ,قانونی ,کاملا قانونی

هوس های اندام های بدن

:: هوس های اندام های بدن

میشه اینجوری حساب کرد که هر قسمت از بدن، در واقع یه بدن جدا هستن

مثلا چشم

مثلا گوش

مثلا دست

مثلا پا

مثلا شکم

اینا هر کدوم یه بدن جدا هستن

مثلا ما تشنمون میشه

خب چشم هم تشنه اش میشه

دوست داره یچیزایی رو ببینه، هوس میکنه یچیزایی رو ببینه

گشنه میشه، تشنه میشه، هوس میکنه

ما هم در واقع هنگامی که گشنمون میشه یا تشنمون میشه چیزی رو هوس میکنیم دیگه

یا مثلا وقتی خیلی دوست داری فضولی کنی و یچیزی رو بشنوی

گوش هات تشنه ان، گشنه اند

هوس کردن اونو بشنون

و خب وقتی گوش میکنی یا میبینی اون حس رو درک میکنی و اون حس رو به ذهنت میرسونی و اون حس به کل عقلت منتقل میشه و کل عقل اونو درک میکنه و بقیه اندام هم اگر اون حس بهشون مربوط بشه با چشیدن اون حس از درون

بیدار میشن و فعال میشن

مثلا میشنوی

ولی یهو کنجکاو میشی ببینی چیشده

درصورتی که اصلا چیزی ندیدی که کنجکاوت کنه به دیدن بقیه اش

یهو دوست داری بری ببینی اون صدایی که اومد

مثلا از شکستن چی بود؟از افتادن چی بود

یهو کل بدن کنجکاو میشه

وقتی میبینی

و با صرفا دیدن خیالت راحت میشه و دیگه نمیخوایش و میای کنار

یعنی چشمت هوس کرده ببینه

پس چشم هم گشنه و تشنه میشه و در واقع هوس میکنه

شاید هم بشه اینجوری گفت که ما محصور هوس های اندام هامون هستیم و فکر میکنیم هوس های اونا هوس های ما هم هست

منبع : بین ستاره ایهوس های اندام های بدن
برچسب ها : میشه ,مثلا ,میکنه ,تشنه ,اندام ,گشنه ,دوست داری ,تشنمون میشه ,هستن مثلا

مطلب 745

:: مطلب 745

انصافا اگر ما انسان ها حق انتخاب داشتیم

هیچوقت کنار کسانی که الان قرار داریم، قرار نمیگرفتیم و آدم های دیگه ای رو انتخاب میکردیم

من خودم الان تو محل ...

یکی هست به اسم الف

داره میخونه برای کنکور 97

:/

یعنی هر دفعه اینو میبینم میخوام سرمو بکوبم به دیوار

میشینه دین و زندگی رو باز میکنه، دوصفحه هم نمیخونه

انگیلیسی رو بگو

باورت میشه درس اول انگلیسی رو، بعضی کلمه هاش رو بلد نیست هنوز

اونوقت میخواد دندون پزشکی هم قبول شه

انقدر از درس خوندن مسخره اش نفرت دارم که نگو

یکی دیگه هست به اسم ر

این همش دنبال اخبار های چرت و پرت، یعنی چرت و پرت ترین اخبار های دنیا

میاد میگه فلانی زنش رفته محمودآباد

- تو اینو از کجا میدونی آخه؟

- میدونم دیگه، تازه فلانی هم مگانش رو فروخته یه لکسوس خریده

- اینو دیگه از کجا فهمیدی آخخخخخخخخخخخخه

- دیگه دیگه

در این حد که اونروز وایساده بود برای فلان مسئولمون داشت میگفت، مسئولمون برگشت گفت تو این چیزارو از کجا میدونی آخه؟

بشینی پیشش حدود ده بیستا اخبار از مسئولا و مدیرای اطراف بهت میگه، هیچ کدوم و حتی هیچکدومشون بدرد دنیا و آخرتت نمیخورن، حتی ذره ای

بقیه کارا و رفتارای عادی روزانه رو هم که مسخره میدونه

این چیه بابا؟اینکه کاری نداره، بابا الکی اینجوریش نکنید و...

یکی دیگه هست به اسم قاف

این یکی دیگه رسما عشق منه

به هییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییچ چی اهمیت نمیده

از نظرش فقط کوه کندن، از هواپیما پریدن و یه باند مخوف رو شکست دادن، و مدال المپیک و کارهایی هستن که ارزش انجام دادن رو دارن

کلا تا کاری خیلی شاخص نباشه اصلا براش مهم نیست

مثلا گل کاشتن براش مسخره است

میگه من یه درخت کاشتم، اونو بعدش بردیم گذاشتیم تو طبیعت، الان (یعنی بعد از بیش از هشت سال) اون درخته خیلی تنومند شده

اون کاره، اینکه گل بکاری چه فایده ای داره آخه، فقط برای وقت تلف کردنه، تو نباشی اینا میپوسن پس کارت بیهوده است

جدول حل کردن

کلا سرگرمی ها برای این کلا بی معنی هستن

حتما باید یه کار گنده باشه تا براش معنی پیدا کنه برای انجام دادن

لذا

همیشه بیکار تشریف داره

و لذا

همش میخواد وقتش رو پر کنه و بگذرونه

و نکته ی مهمی که هست

اینه که فقط و فقط میخواد وقتش بگذره و برای هیچ چیز دیگه، حتی شما دوست عزیز، کوچکترین اهمیتی قائل نیست و در صورت کوچکترین نبودی از شما، براحتی به حافظ سپرده میشین توسط این شخص

حالا برای گذروندن چیکار میکنه؟

فقط حرف زدن

حرف حرف حرف

یروز میاد میگه میخوام گوشی بخرم، سامسونگ بهتره یا اپل؟اپل بهتره یا اچ تی سی؟اچ تی سی بهتره یا سونی؟

یروز میاد میگه میخوام ماشین بخرم، چی بخرم خوبه؟

یروز میگه میخوام ایران زندگی کنم، بنظرت ایران باشم یا برم؟

اولاش بهش اهمیت میدادم و جدی جوابشو میدادم برای همه سوالاش

الان حتی یکی از سوالاش رو هم جواب نمیدم

میپرسه

چنددقیقه نگام میکنه

میبینه من همچنان دارم به کارم میرسم و به سوالش اهمیتی ندادم

خودش میاد دستش

حرف حرف حرف

مثلا بشین ازتاریخ حرف بزن

یا از خارج

یا از یچیزی که نشه دقیق تعیینش کرد

که آقا هزارتا حرف بزنه، بعد هم که کم آورد هزارتا چیزی توش میکنه که اصلا معلوم نیست از کجا آورده تا بالاخره کم نیاره هیچوقت

خلاصه که یه همچین روزگاری رو میگذرونیم هر روز کنار دوستان

دوستان دیگه ای هم هستن که تو قسمت های دیگه هستن و هرازگاهی سر میزنن، زیاد با اونا سروکار ندارم و بخاطر همین زیادم روابطمون مهم نیست

ولی به جرات

اگه حق انتخاب داشتم

هیچکدوم

هیچکدوم

هیچکدومشون رو برای کنارم بودن و کنارشون بودن انتخاب نمیکردم

تمام سعی و تلاشم هست که شخصیتم ازشون کوچکترین تاثیری نگیره و اونجا اونام یواش یواش فهمیدن تو بعضی کارا سرم تو کار خودمه و اصلا کاری بهشون ندارم

همین

دیگه از حرف زدن در این مورد ارضا شدم

اگه بحث نصفه موند و سوالی هست در خدمتم

منبع : بین ستاره ایمطلب 745
برچسب ها : میگه ,هستن ,الان ,میاد ,میخوام ,کوچکترین ,میاد میگه ,میگه میخوام ,یروز میاد ,میخواد وقتش ,میدونی آخه؟

آهنگ لحظه رو خراب نکنیم

:: آهنگ لحظه رو خراب نکنیم

یکی از مضرات آهنگ، اینه که ذهنت رو منحرف میکنه

اصلا هم به سمت بدی منحرف نمیکنه ها

منتهی اون سمتی که باید بره نمیره

مثلا فرض کن امروز ترشی قراره بخوری

خب ترشی میخوری

فرض کنیم که ترشی از دو جز جداگانه درست شده: ترشی + سرکه (یعنی سرکه بخشی از ترشی نیست)

فردا هم بنابراین که خیلی خوشمزه شده بوده ترشی

میخوای کلم بخوری

اونم میگی بذار با سرکه بخورم که خوشمزه بوده

و واقعا هم خیلی خوشمزه میشه

پس فردا میخوای مثلا سیر بخوری

میگی اونم با سرکه بخورم

و واقعا هم خیلی خوشمزه میشه

و این روند تا وقتی که تصمیم داشته باشی با سرکه بخوری ادامه پیدا میکنه

همه چیز هم خوب و عالیه و همیشه مزه خیلی خوشمزه ای رو تجربه میکنی

اگر هم بهت بگن سرکه خوب نیست

میگی چرت و پرت میگن و...

اما اتفاقی که در اینجا میوفته میدونی چیه

آره تو خیلی چیزای خوشمزه رو میخوری

اما هیچوقت مزه واقعی سیر رو نمیفهمی

هیچوقت مزه واقعی کلم رو نمیفهمی

هیچوقت مزه واقعی مثلا مواد اولیه ترشی رو نمیفهمی

هیچوقت اون حس خاصی که توی اون لحظه باید درک کنی رو درک نمیکنی

چون اومدی به قضیه سرکه زدی و جریان رو عوض کردی

درسته میبری به سمتی که خودت لذتی میبری و ازش هم لذت میبری

ولی خب حتما راه های لذتبخشی هم هستن که تجربه نکردی و با تجربه لحظات جدید اونا خواهی چشید

وقتی شادی آهنگ گوش میدی

وقتی عروسی همون آهنگ رو گوش میدی

وقتی میرید بیرون همون آهنگ

وقتی تنهایی همون آهنگ

وقتی لب دریایی همون آهنگ

وقتی بعد چندسال همون آهنگ

در واقع داری با اون آهنگ لحظات مختلف رو با هم قاطی میکنه

هر لحظه آهنگ خاص خودش رو داره، موسیقی خاص خودش رو داره، متن و حرف های خاص خودش رو داره

___________________________

پ.ن: بنظرم وقتی میام تو وبم مینویسم خیلی خوب حرف میزنم :)

شاید بخاطر اینه که راحت و دقیقا حرفی که میخوام رو میزنم :)

منبع : بین ستاره ایآهنگ لحظه رو خراب نکنیم
برچسب ها : آهنگ ,سرکه ,خوشمزه ,خیلی ,ترشی ,بخوری ,همون آهنگ ,خیلی خوشمزه ,آهنگ وقتی ,نمیفهمی هیچوقت ,سرکه بخورم

ولی شجاع باش

:: ولی شجاع باش

ما
از باختن میترسیم، از شکست خوردن ناراحت میشیم
از کم آوردن دوری میکنیم
شاید هم بخاطر همین از مبارزه کردن عقب میکشیم
بذار از دست بدی
بذار شکست بخوری
بذار داغون بشی
ولی پاشو و دوباره تلاش کن
شجاع بودن خیلی فرق داره با ترسو بودن

شکست بخور ولی شجاع باش

منبع : بین ستاره ایولی شجاع باش
برچسب ها : شکست

ازدواج کرد

:: ازدواج کرد

یه دختره بود

در واقع اولین دختری بود که رفتم خواستگاریش

هم دانشگاهیم بود

هم کلاسی

عاشقش نشدم و خیلی رویایی نبودیم

فقط دیدم دختر خوبیه و دوستش داشتم

رفتیم خواستگاریش

بعدا چیزایی بینمون بوجود اومد که فهمیدم ما بدرد هم نمیخوریم

ولی خب این دلیل بر دوست نداشتنش و اینکه اون دختر خوبی بود، نیست

دوستم پیام داد

- فلانی رو جدیدا دیدی؟

- نه، چیکار به اون دارم آخه، دوسال پیش بود تموم شد رفت

- میدونی عقد کرده

- عقد کرد؟نه نمیدونستم

- عکس شوهرش و... رو پروفایلش گذاشته

- مبارکشون باشه

راستش نمیتونستم به اون دوستم بگم دوستش داشتم، گفتم برام مهم نیست و فکر کنم هم باور نکرد چون کلا حرف منو باور نداره :/

ولی یجورایی تو دلم خالی شد

یه حسیه

خاص نیست

یجوریه

به این فکر میکنم که اون روزا نشستیم اون همه قول و قرار برا همدیگه گذاشتیم

الان عکسش هست که تو بغل یکی دیگه است

یه حس یجوری بهم دست داد

چرا در این موارد کسی نیست آدم باهاش صحبت کنه؟

منبع : بین ستاره ایازدواج کرد
برچسب ها :

مهربانی

:: مهربانی

میدونی

گاهی و در واقع همیشه خودت را باید با دیگران مقایسه کنی و بر اساس اون مقیاس رفتار کنی

یه مثالش میشه مثلا فکر کن خیلی پولداری

خب مثلا بخوای یچیزی بخری

راحت در حد میلیون خرج میکنی و اصلا ککت هم نمیگزه

اما اگر کسی کنارت باشه

مثلا یه فقیر

چشاش از حدقه میزنه بیرون

و اگر این روند پیش بره

دفعه بعد ازت توقعش میره بالا و وقتی کمتر خرج کنی بهت میگه خسیس حتی!!!

تو پولداری

این یه میلیونی که خرج میکنی برای تو هیچی نیست، ولی وقتی با کسی هستی، باید در حد و اندازه اون خرج کنی

وقتی میتونی با خرج کردن صدهزارتومن مثلا

خیلی مهربون باشی

بهترین رو خلق کنی

و کلی ازت راضی باشه

چرا یه میلیون خرج کنی

در واقع میشه مهربانی که از حد بگذره وظیفه میشه و شخص مقابل رو گرگ میکنه

وقتی یه میلیون خرج میکنی اونو پروو و حریص میکنی

در مورد همه چیز همینه ولی من منظورم اینجا در مورد مهربونیه

داشتم به این فکر میکردم که من یکی از دوستام رو خونشون هم میرسونم

کلی باهاش میگم و میخندم

براش ساندویچ هم میخرم (البته پولشو خودش میده، مسیر رفتنش رو من میرم چون برا خودم میخوام بخرم برا اونم میگیرم)

کلاه ایمنی رو هم اون میذاره و بعضی روزا واقعا سرم یخ میزنه از سرما

گفتم خب اینا که چیزی نیست، رفتارایی که آدم در حق دوستش انجام میده

کمترین کارایی که میتونم بکنم

مهربونی ها ساده ای هستن

بعد به رفتار اون فکر کردم، یادم اومد اوندفعه که باهاش در مورد کلاهش داشتم شوخی میکردم

شوخی هم نبود، میخواستم کلاهش رو بردارم

با لگد زد تو پاهام

یادم اومد وقتی میخواستم اوورکتش رو بپوشم گفت لباست تمیز هست میخوای بپوشی؟

یادم اومد رفتارهاش

و اونموقع گفتم اگه اون جای من بود این کارایی که من در حقش کردم رو برای من انجام میداد؟

جواب ساده است

عمرا

بعد گفتم برای همینه بقیه بهم میگن خیلی مهربونی یا سریع تو رفتار باهام پررو میشن و رفتارم وظیفه گونه میشه

اره مهربونی های من در برابر قلب بزرگ من هیچی نیست

شاید اگه مولتی میلیاردر باشی، میلیون خرج کردن برای یه مسئله ای چیزی نباشه

اما مسئله تو نیستی

مسئله طرف مقابلته

مهربونی تو، پول تو، خیلی بالاتر از تفکر و توقع اونه و این باعث میشه اون دریده شه (البته چون خیلی از ما بیجنبه هستیم این مشکل هست)

بخاطر همین دارم بشدت سعی میکنم با توجه به رفتار هر کس باهام

منم همونجوری رفتار کنم

مثلا یه دوستم هم هست که برام وای نمیسته تا من بیام

موقع خروج میره که میره

اصلا انگار نه انگار که منم داشتم باهاش میومدم

دفعه بعدی که من زودتر برم بیرون

منم سرم رو میندازم پایین و میرم

درسته من از صمیم قلب بابت این حرکت زشتم ناراحت میشم

اما

اینجا نباید خودت رو ببینی

کاملا باید طرف مقابل رو ببینی

اگه خودت رو ببینی، نه تنها لطفی نکردی، بلکه فقط خرابکاری در سیستم (مجموعه رفتار های خودت با دیگران و روابطت با اون اشخاص) بوجود میاد

تو خیلی چیزا باید اینجوری رفتار کرد

تو عصبانی شدن

شاید تو خیلی خوبی

اما گاهی برای اون طرف باید عصبانی شی

نه اینکه تو آدم عصبانی یا بدی باشی

نه

اون میطلبه که الان براش عصبانی بشی

وگرنه...

منبع : بین ستاره ایمهربانی
برچسب ها : خیلی ,رفتار ,مثلا ,میشه ,عصبانی ,خودت ,یادم اومد

نقطه ضعف نشون نده

:: نقطه ضعف نشون نده

یکی از چیزایی که باید رعایت کنیم

اینه که نذاریم بقیه نقطه ضعفمونو بدونن

انسان ها بصورت ناخوداگاه روی نقطه ضعفهاتون دست میذارن و اذیتتون میکنن

حتی اگر نفهمن و حتی اگر نفهمید

مگر اونایی که به خودشون تونستن غلبه کنن و شناخت دارن از خودشون

کلا نباید کوچکترین علامتی نشون بدید و خیلی طبیعی باید رفتار کنید

یکی از کارایی که میکنن

مثلا یه تیکه به کسی بندازی یا مدل خاصی باشی

همونو علیه خودت پیاده میکنن

یا رو چیزی حساسیت نشون بدی

مثلا بگو به اون اقای شهریوری سلام برسون

اونم سریع برمیگرده میگه باشه اقای خردادی

یه لجبازی خیلی ناخوداگاهانه است

تو خونسرد که نشون بدی، دفعه بعد بهت همون اسمتو میگه

یا مثلا بگو چرا به من میگی اقای فلانی

اسم کوچیکمو بگین

ازون به بعد، تا ابد، همه اسمتونو با فامیل و با پسوند اقا صدا میکنن و تو دهن همه میوفته و ملکه ذهنشون میشه

یعنی اصلا نباید نقطه ضعفی نشون داد به هیچکس

چون بشدت علیه خودت استفاده میکنن

متاسفانه

منبع : بین ستاره اینقطه ضعف نشون نده
برچسب ها : میکنن ,نشون ,نقطه ,اقای ,مثلا ,علیه خودت

جنتلمن بودن

:: جنتلمن بودن

جنتلمن بودن واسم خیلی لذت بخشه

آدم خاصی نیستم، پولدار هم نیستم هر چند پولدار بودن هیچ ربطی به جنتل بودن نداره

جنتلمن بودن تو خانم ها هم هست، ولی نمیدونم بهش چی میگن

اها میشه "بانو"

اوچ

حالا

شاید این پست بوی اینو بده که میخوام کلاس بذارم، ولی برام مهم نیست، حرف دلم رو مینویسم

بنظرم خردادی ها اینجوری اند، شاید هم من اینجوری ام فقط

بشدت دوست دارم باکلاس باشم

رفتارم باکلاس باشه

باکلاس رفتار کنم

و از همه مهمتر

در کل

یک جنتملن کامل باشم

میدونی

بنظرم لذتی در آزاد بودن نیست

توی خانم ها هرزه داریم، تو مرد ها هم داریم

مردی که هر شب با یکی میخوابه

مردی که با هر کی میپره

مردی که خودش رو هم شان هر کسی میکنه

مردی که مثل یه حیوون رفتار میکنه

اینم میشه هرزه

مگه هرزه صفت زنونه است؟

لذتی توی هرزه بود نیست

هرزه شی که از دنیا لذت ببری؟

بنظرم کوچکترین لذتی توی بدون احساسات بودن نیست

مثل حیوون رفتار کردن مگه میشه لاکچری و عالی بودن؟چقدر که ما نفهمیم

اینکه نجیب باشی

با هر کسی نپری

با هر کسی نخندی

وقتی میخندی سنگین باشی و قاه قاه ت بالا نره

به خودت

به عزیزانت اهمیت بدی

بخاطر عزیزانت از دنیا بگذری

با همه مهربون و خوب رفتار کنی

مهربون باشی و با بقیه لبخند بزنی

هیچکس رو هیچجوره مسخره نکنی

با شخصیت رفتار کنی

خودتو به خاطر مادیات از دست ندی

وقتی کسی ازت تعریف میکنه خیلی سنگین تشکر کنی و تو ام ازش تعریف کنی و فروتن باشی

وقتی به غذا خوردن میرسی

وقتی میخوان چیزی بدن

وقتی میخوان کاری کنن

سنگین بودن خودتو حفظ کنی و دیگه خودتو در واقع عزت نفست رو زیر سوال نبری

البته اینا مخالف شاد و شنگول بودن نیست

پیامبر ما انسان افسرده ای نبود

شاد و شنگول هم میتونی باشی

میتونی در شادترین لحظه ممکن در موقعی که دلت رو از درد خنده گرفتی در هنگامی که شاد هستین و میگین و میخندین هم نجیب باشی

نجیب بودن به معنی سکوت و سکون نیست

نجیب بودن یه ویژگیِ

میتونی یه جمع رو بترکونی از خنده

اما در عین حال میتونی نجیب هم باشی

وقتی همه برات احترام قائل شدن

یعنی نجیب هستی

در واقع وقتی خودت برای خودت احترام قائل باشی

رفتیم برای عروسی خودمونو آماده کنیم

پاپیون خریدم و دکمه سرآستین

اول فکر کردم از عروسی خوشم میاد

بعدا که کمی فکر کردم دیدم ازین باحال شدن خوشم میاد

ازین که جذاب و باحال باشی

اینکه یکی وقتی میبینتت لبخند بزنه و بگه اوممممممممممممممممم عالیه و برای چندثانیه اصلا نتونه نگاهش رو ازت بگیره و فقط لذت ببره

این منت گذاشتن روی طرف مقابل نیست

این زیباییه

این چیزیه که همه دوست دارن

یه گل منتی روی تو نمیذاره

ولی زیباییش رو با تمام تواناییش به رخ جهان میکشه و میذاره همه لذت ببرن

جنتلمن بودن که فارسیش رو نمیدونم

لذتی برام داره که نمیتونم توصیفش کنم

و اینم برای تاکید میگم

نجیب و جنتلمن بودن ربطی به کت و شلوار نداره

حتی یه سوپور هم میتونه جنتلمن باشه

جنتلمن بودن درباره طرز رفتار ماست نه طرز پوشیدن ما

منبع : بین ستاره ایجنتلمن بودن
برچسب ها : باشی ,جنتلمن ,نجیب ,رفتار ,هرزه ,میتونی ,جنتلمن بودن ,بودن نیست ,احترام قائل ,خوشم میاد ,نجیب بودن

چقدر باید با دیگران همراه شد؟

:: چقدر باید با دیگران همراه شد؟

آدم نمیتونه دقیقا خودش باشه

گاهی لازمه بخاطر بقیه بعضی کارا رو بکنی

مثلا برای رفع سوتفاهم، دقیقا باید بخاطر بقیه کاری بکنی

برای داشتن اتحاد، باید دقیقا بر خلاف اینکه خودت باشی، عمل کنی

هر چقدر هم آدم سخت کوشی باشی و سعی کنی خودت و خودت و خودت باشی

بازم مجبوری بعضی مواقع بخاطر دیگران رفتار کنی

خب پس

نباید همیشه خودت باشی

ازونجایی که نمیشه دقیقا تک تک مواقعی که لازمه خودت نباشی رو نوشت و شمرد

پس کلا مواقعی هستن که نباید دقیقا خودت باشی

پس

دقیقا و کاملا نباید خودت باشی

سوال دوم که پیش میاد، اینه که چقدر باید همراه دیگران باشیم؟

به چه میزان؟ و تا کجا؟نظری دارین؟

منبع : بین ستاره ایچقدر باید با دیگران همراه شد؟
برچسب ها : خودت ,دقیقا ,باشی ,دیگران ,نباید ,چقدر ,خودت باشی ,چقدر باید ,بخاطر بقیه

باید بگی میخوام اشتباه کنم، باید اشتباه کنی

:: باید بگی میخوام اشتباه کنم، باید اشتباه کنی

وقتی نفر اول باشی

یعنی وقتی جز اولین هایی باشی که داری کاری رو انجام میدی یا حرکتی رو میزنی

مثلا اولین نفری هستی که یه اتاق جدیدی ساختی که مسئولیت جدیدی داری تو کارت

یا داری سنت جدیدی رو پایه گذاری میکنی

اینجور نیست "امام میگفت اینجور نیست که... :)" که نباید اشتباه کنی و باید درست و کامل باشی

نه

اتفاقا کاملا برعکس

باید اشتباه کنی

چون داری برای اولین بار تجربه میکنی و نمیدونی درسته یا غلط

باید بگی میخوام اشتباه کنم

باید بگی میخوام این کار رو انجام بدم

اگر اشتباه بود ولش میکنم، اگه نبود که ادامه اش میدم و جلو رفتم

خیلی کارا رو همینجوری باید کرد

باید اشتباه کنی

باید

چون خیلی چیزا رو ما نمیدونیم در آینده قرار چی بشه

فقط وقتی انجامش بدیم و در طول زمان اتفاقات مختلف براش بیوفته میتونی بفهمی کارت درست بوده یا نه

حتی اگر کسی اونکار رو انجام داده باشه، بازم برای تو اولین باره و باید بری و تجربه کنی

اشتباه باید باشه

باید

منبع : بین ستاره ایباید بگی میخوام اشتباه کنم، باید اشتباه کنی
برچسب ها : اشتباه ,داری ,اولین ,میخوام ,انجام ,باشی ,باید اشتباه ,میخوام اشتباه ,اینجور نیست

هدف و راه رسیدن به هدف

:: هدف و راه رسیدن به هدف

هری پاتر هیچوقت نمیدونست باید چیکار کنه
و به بهترین نحو همه جان پیچ ها رو نابود کرد
اونی که میخوای بدونی و نمیدونی
هدفه
و وقتی تو هدف رو بدونی همه چیز رو نمیدونی
در واقع راه رسیدن به هدف رو نمیدونی
راه رسیدن به هدف همونیه که میدونی و باید انجامش بدی

منبع : بین ستاره ایهدف و راه رسیدن به هدف
برچسب ها :

مراسم میوه خوری

:: مراسم میوه خوری

یکی از لذت ها

یا لحظات لذتبخش

یا خوشی ها

یا لحظات ساده و رنگی رنگی

یا لحظات ترش و شیرین و خوشمزه

یکی از لحظاتی که باید همیشه تو زندگی همه وجود داشته باشه

موقعی که یه بشقاب برداری

توش چندتا میوه بذاری

یک یا چند نفری بشینین دور هم

فقط و فقط به بهانه میوه خوردن

و در کنارش باهم حرف بزنید یا تلویزیون یا بازی یا هر چی

ولی یادتون باشه

هدف اصلی

میوه خوردنه

پس

میوه خوردنه همه چی رو تحت تاثیر خودش قرار میده

پس

یا بشینید و میوه بخورید و از ساده کنار هم بودن لذت ببرید

یا اگرهم میخواید کاری رو برای کنار میوه خوردن انتخاب کنید، نباید کوچکترین خدشه ای به میوه خوردنتون و مراسمش وارد کنه

منبع : بین ستاره ایمراسم میوه خوری
برچسب ها : میوه ,لحظات ,میوه خوردنه ,میوه خوردن

مطلب 767

:: مطلب 767

میخوام حرف بزنم

نمیدونم چی میخوام بگم

فقط میخوام حرف بزنم

شایدم اصلا حس حرف زدن ندارم

فقط میخوام امروز بگذره

نکه روز بدی باشه

نه

هم میشه به چشم روز خوب بهش نگاه کرد

هم به چشم روز بد

در واقع به یه نگاه دیگه که بهش نگاه میکنی

پر از حرفم

پر از حرفای نزده

مثل مبارزی که وسط رینگ قرار داده و کلی مشت خورده و هیچ مشتی نزده

انگار دلم میخواد بلند شم

بگم آره

من این همه مشت خوردم

بازم حاضرم بخورم

ولی بذار منم مشت بزنم خدا

شاید این حرفایی که تو دلم هست همونه

مشت هایی که میخوام یکی باشه بهشون بگم حرفا رو

یکی که درکم کنه

یکی که بفهمه

امروز

اون دوستم نشونم داد یه آبانی، هر چقدرم مزخرف، ولی همه مثل هم نیستن و همه آبانی بودنشون اونجوری نیستکه من میبینم

امروز از دست دوتا از دوستام ناراحت شدم

گفتم بنظرت الان ما باید از دستشون ناراحت بشیم با این کارشون؟

دلی گفت آره

دیگه هم ساکت شدیم و تا خونه هیچی نگفتیم

اون لحظه بود از کنار یکی بودن که منو میفهمید لذت بردم و هی هم با خودم میگفتم آبانی ها انقدرهام که من فکر میکنم بد نیستن

(قطعا من اشتباه میکنم که آبانی ها کلا بد هستن، منتهی این افکارمه دیگه، در واقع از برخی اخلاقاشون بدم میاد، همین)

خیلی خوشم اومد که منو فهمید خیلی

یه چله ای رو هم که شروع کرده بودم، امروز خراب شد، روز سی و دومش

از طرفی میگم خیلی خوب بوده که من تا سی و دو اومدم و این فوق العاده است و دفعه بعد قطعا میتونم یه ماه رو بکنم دو ماه

از طرفی هم میگم فقط هشت روز مونده بود تا چله تموم شه و شکست خوردم

از طرفی میگم اون دوتا دوستام امروز ناراحتم کردن و ضدحال زدن

از طرفی میگم اینم جریمه ات که بعد از صدبار بازم خدا رو که بهترین دوستت هست رو فراموش می کنی

همینی که میگی دوستام ناراحتم کردن، یعنی توقع بیش از حد ازشون داشتی و الله غیور، غیرتی میشه وقتی میبینه این چیزا رو

از بیکار بودنم بدم میاد

میدونی چیه

هر کاری که میخوام رو با گذشت مدتی با بهترین نحو انجام میدم

منتهی برخی کارها رو هر کاری میکنم، هر کاری

جلوش سنگ میوفته و سنگ و سنگ

اصلا هر روز و هر لحظه یجوری عقب میوفته و نمیشه

نمیدونم باید پافشاری کنم یا اینا علائمی هستن که نرم دنبال اون قضایا، آخه علائم خیلی تابلویی هستن که جلومو میگیرن

اصلا حال ندارم، انرژی بدنم خالیه خالی

دلم میخواد یکی باشه بگیم و بخندیم و بگذرونیم با هم

از طرف دیگه حوصله هیچکس رو ندارم

دیروز تو خواب

دیدم یه امتحانی داشتم و نرفتم

گفت چرا نیومدی

گفتم اصلا بمن نگفتن که چنین امتحانیه

گفت چرا بابا گفتیم بهت

گفتم نخیر، درضمن اصلا چرا باید اینو انجام بدم؟اصلا برام مهم نیست، خداحافظ

یهو گفت مگه نمیخوای اونکار رو بکنی؟بایداین امتحان رو بدی دیگه

گفتم جدی؟

گفت اره

گفتم پس یه نوبت دیگه بهم بدین و...

که از خواب بیدار شدم

هی داشتم فکر میکردم تو خواب چکاری بود که داشتم انجام میدادم برای انجام اونکارم

کلی امید گرفته بودم که یه کاری هست که میتونم انجام بدم

بعد فهمیدم امتحان دادم تو خواب

:/

گفتم حالا بیا و امتحان پیدا کن، تازه اصلا این قضیه امتحان گرفتن نداره و اون فقط تو خواب ممکن بوده

دیگه از چی بگم؟

از مامانم و بابام بدم میاد :)

از تنهاییم بدم میاد

از بیکاریم بدم میاد

اها

اینو فهمیدم که

هر چیزی راه حلی داره

حتی بدبخت ترین حالت ممکنی که داری، میتونی بروشی اونو به یه موقعیت خوب برای خودت کنی

منتهی هر چی فکر میکنی موقعیتی برات بدبختانه تره

در واقع پیدا کردن راه حل برای عوض کردن اون موقعیت به شرایطی خوب برات سخته

منبع : بین ستاره ایمطلب 767
برچسب ها : میخوام ,اصلا ,گفتم ,انجام ,خواب ,امتحان ,طرفی میگم

مطلب 767

:: مطلب 767

میخوام حرف بزنم

نمیدونم چی میخوام بگم

فقط میخوام حرف بزنم

شایدم اصلا حس حرف زدن ندارم

فقط میخوام امروز بگذره

نکه روز بدی باشه

نه

هم میشه به چشم روز خوب بهش نگاه کرد

هم به چشم روز بد

در واقع به یه نگاه دیگه که بهش نگاه میکنی

پر از حرفم

پر از حرفای نزده

مثل مبارزی که وسط رینگ قرار داده و کلی مشت خورده و هیچ مشتی نزده

انگار دلم میخواد بلند شم

بگم آره

من این همه مشت خوردم

بازم حاضرم بخورم

ولی بذار منم مشت بزنم خدا

شاید این حرفایی که تو دلم هست همونه

مشت هایی که میخوام یکی باشه بهشون بگم حرفا رو

یکی که درکم کنه

یکی که بفهمه

امروز

اون دوستم نشونم داد یه آبانی، هر چقدرم مزخرف، ولی همه مثل هم نیستن و همه آبانی بودنشون اونجوری نیستکه من میبینم

امروز از دست دوتا از دوستام ناراحت شدم

گفتم بنظرت الان ما باید از دستشون ناراحت بشیم با این کارشون؟

دلی گفت آره

دیگه هم ساکت شدیم و تا خونه هیچی نگفتیم

اون لحظه بود از کنار یکی بودن که منو میفهمید لذت بردم و هی هم با خودم میگفتم آبانی ها انقدرهام که من فکر میکنم بد نیستن

(قطعا من اشتباه میکنم که آبانی ها کلا بد هستن، منتهی این افکارمه دیگه، در واقع از برخی اخلاقاشون بدم میاد، همین)

خیلی خوشم اومد که منو فهمید خیلی

یه چله ای رو هم که شروع کرده بودم، امروز خراب شد، روز سی و دومش

از طرفی میگم خیلی خوب بوده که من تا سی و دو اومدم و این فوق العاده است و دفعه بعد قطعا میتونم یه ماه رو بکنم دو ماه

از طرفی هم میگم فقط هشت روز مونده بود تا چله تموم شه و شکست خوردم

از طرفی میگم اون دوتا دوستام امروز ناراحتم کردن و ضدحال زدن

از طرفی میگم اینم جریمه ات که بعد از صدبار بازم خدا رو که بهترین دوستت هست رو فراموش می کنی

همینی که میگی دوستام ناراحتم کردن، یعنی توقع بیش از حد ازشون داشتی و الله غیور، غیرتی میشه وقتی میبینه این چیزا رو

از بیکار بودنم بدم میاد

میدونی چیه

هر کاری که میخوام رو با گذشت مدتی با بهترین نحو انجام میدم

منتهی برخی کارها رو هر کاری میکنم، هر کاری

جلوش سنگ میوفته و سنگ و سنگ

اصلا هر روز و هر لحظه یجوری عقب میوفته و نمیشه

نمیدونم باید پافشاری کنم یا اینا علائمی هستن که نرم دنبال اون قضایا، آخه علائم خیلی تابلویی هستن که جلومو میگیرن

اصلا حال ندارم، انرژی بدنم خالیه خالی

دلم میخواد یکی باشه بگیم و بخندیم و بگذرونیم با هم

از طرف دیگه حوصله هیچکس رو ندارم

دیروز تو خواب

دیدم یه امتحانی داشتم و نرفتم

گفت چرا نیومدی

گفتم اصلا بمن نگفتن که چنین امتحانیه

گفت چرا بابا گفتیم بهت

گفتم نخیر، درضمن اصلا چرا باید اینو انجام بدم؟اصلا برام مهم نیست، خداحافظ

یهو گفت مگه نمیخوای اونکار رو بکنی؟بایداین امتحان رو بدی دیگه

گفتم جدی؟

گفت اره

گفتم پس یه نوبت دیگه بهم بدین و...

که از خواب بیدار شدم

هی داشتم فکر میکردم تو خواب چکاری بود که داشتم انجام میدادم برای انجام اونکارم

کلی امید گرفته بودم که یه کاری هست که میتونم انجام بدم

بعد فهمیدم امتحان دادم تو خواب

:/

گفتم حالا بیا و امتحان پیدا کن، تازه اصلا این قضیه امتحان گرفتن نداره و اون فقط تو خواب ممکن بوده

دیگه از چی بگم؟

از مامانم و بابام بدم میاد :)

از تنهاییم بدم میاد

از بیکاریم بدم میاد

اها

اینو فهمیدم که

هر چیزی راه حلی داره

حتی بدبخت ترین حالت ممکنی که داری، میتونی بروشی اونو به یه موقعیت خوب برای خودت کنی

منتهی هر چی فکر میکنی موقعیتی برات بدبختانه تره

در واقع پیدا کردن راه حل برای عوض کردن اون موقعیت به شرایطی خوب برات سخته

منبع : بین ستاره ایمطلب 767
برچسب ها : میخوام ,اصلا ,گفتم ,انجام ,خواب ,امتحان ,طرفی میگم

این جبر نیست؟

:: این جبر نیست؟

ازین آهنگایی که تو عروسک نی نی ها میذارن دیدین؟

عاشق اونام

چون ارام بخش اند

بهت ارامش میدن

شاید اون موقع بچه درونت آروم میشه وقتی یهو گذشته رو براش میاری

میدونی

نباید از بدی هاگفت که مظلوم نما بشی

نباید از نداشتن ها گفت

اینهمه آدم با اینهمه مشکل

هیچکس نباید هیچی بگه

هر کسی باید راه خودش رو بره

میبینی خدا چجوری همه رو کنترل میکنه؟

هزاران آدم در کنار هم هستیم و خدا راه هر کدوم رو متفاوت قرار داده و کاری میکنه هر کدوم راهمون رو به بقیه نگیم و وقتی در کنار هم هستیم فقط از نقاط مشترکمون بگیم

اینه که منو مشکوک میکنه که واقعا این جبر نیست؟

به هر کس یه راه متفاوت بدی

نذاری هیچکس نیاز اون یکی رو برطرف کنه در صورتی که به راحتی آب خوردن میتونه اینکار رو بکنه

و حتی نذاری هیچکس ازون یکی حتی خبر داشته باشه؟

میدونی

ما همیشه بین این که این کار خداست یا کار شیطان بحث میکنیم

ولی

من به شما میگم شیطان روش هاش خیلی دوست داشتنی تر و آروم تره

ولی این خداست که همیشه روش هاش واقعا غیرقابل هضم و ناراحت کننده است

این خداست که میخواد دنیا اینجوری باشه

شیطون و کارهاش فقط برای سرگرم کردن ماست که آره شیطانی هست که جلوی ا رو میگیره و...

که ما حواسمون از خدا پرت بشه

مثل اون دزدی که یه چند نفر رو گروگان میگیره تا حواس پلیس رو پرت کنه و یه بانک رو توی دوتا خیابون پایینتر خالی کنه

همش زیر سر خداست

ما راهمون

جنگمون

شکست هامون

پیروزی هامون

همه چیزمون

حتی انتخابمون بین اینه که خدا رو انتخاب کنیم یا خدا رو انتخاب نکنیم

هیچوقت مسئله ای جز خدا نیست

و خدا اینجوری ما رو سحر و جادو و کلمهی بهتر اینه که ما رو اینجوری کنترل میکنه

و من از این کنترل شدنم نفرت دارم

وقتی میبینم کیک جلوی چشمام هست و نمیتونم حتی بهش انگشت کوچیکی بزنم

پس این کیک به چه دردی میخوره؟تا بقیه ببینن و حسرت بخورن و تلاش کنن به این کیک برسن؟

ما همه داریم تلاش میکنیم که به دیگری برسیم

در صورتی که میتونیم بدون تلاش همدیگه رو داشته باشیم

مثل یه شبکه احتماعیه این دنیا

درصورت تلاش نکردن کاربرا، یه شبکه احتماعی هیچی نیست

ولی وقتی کاربرا رو تشویق کنی فعالیت کنن، رقابت بوجود میاد، برخی مجذوب هم میشن، شبکه احتماعی معروف میشه و...

دنیا هم همینه

خدا ما رو کیک خوشمزه ای واسه هم میسازه

ولی نمیذاره بهم برسیم

و اینجوری دنیاش رو سرپا نگه میداره

هر چی جلوتر میریم هم کیک ها رو خشگلتر میکنه که یوقت خسته نشیم و دست از حرکت برنداریم

چقدر راحت هم ما گول خوردیم

و آیا اینا همش جبر نیستیم؟

وقتی انقدر تحت کنترل هستیم؟

منبع : بین ستاره ایاین جبر نیست؟
برچسب ها : اینجوری ,خداست ,کنترل ,میکنه ,شبکه ,اینه ,شبکه احتماعی

استدلال های گوناگون

:: استدلال های گوناگون

بعضی چیزا هستن

که مستقیما قابل فهمیدن هستن

یعنی دقیقا همونو مطالعه میکنی

مثلا میشینی ساختارش رو میخونی

و میفهمی یه ماشین چجوری کار میکنی

هیچ مشکلی هم نیست و از زندگی لذت ببر

بعضی چیزا هستن که مستقیم نمیشه فهمیدشون

و دقیقا باید برعکس شی تا بفهمیشون

مثلا یه کار اشتباهی میکنی و میخوای ببینی که طرف از دستت ناراحت شده یا نه، یا اینکه این کار بدت جریمه ای برات داره یا نه

لازم نیست دقیقا بری به خود یارو بگی ناراحت شدی؟

همینکه تو رفتارش و برخوردهات یا گزارش یا هرررررررررچی اسمت نیست، یعنی ناراحتی نبوده

مثلا دیدی لیوانی چیزی میشکنی

لزومی نیست دنبال مامانت بری ببینی میفهمه یا نه

همینکه تو اتاقت بشینی و صدای جیغی نیاد

یعنی مادر نفهمیده و میتونی از زندگی لذت ببری

این روش هم کاملا ثابت شده است و اسم "مهندسی معکوس" رو روش گذاشتن

اما

اما یه روش دیگه داریم که خیلی خاصه

و برای فهمیدن چیزها و مسائل خیلی خاصه

در این حالت

هییییییییییییییییییییییییچ راهی برای فهمیدن اون مسئله نیست

و براحتی گول میخوری

تنها راه فهمیدن اون قضیه چیه؟

اینکه شکست بخوری

و اون قضیه همچنان اتفاق بیوفته

و اینجوری میتونی بفهمی ذات اون قضیه اونجوری که ظاهر اون قضیه نشون میداده نیست

جالبی این روش اینه که برای فهمیدن

راهی جز شکست نداری

و وقتی شکست بخوری

نمیدونی الان باید خوشحال باشی که چیزی رو فهمیدی که تو کل عمرت شاید نمیفهمیدی و عادی از کنارش رد میشدی

یا باید ناراحت بشی که شکستی خوردی که قابل توصیف نیست

مثل اینکه یه قلک بهت بدن و توش رو پر از پول کنی مثلا چندمیلیارد یا حتی بیشتر

اما اون قلک عتیقه ای باشه که گرونترین عتیقه کل جهانه

این روش سوم خیلی درک و فهمیدنش سخته

حتی بفهمیش هم خیلی سخت میتونی بفهمی که کجا باید ازش استفاده کنی

و البته که هوش و اعتماد بنفس و منطق بالایی میخواد تا از این روش استفاده کنی

و روش های دیگر...

این مهمه که هر روش که روش بهتری هست برای درک مسائل پیچیده تری هست و اگر به هر روش نرسی از برخی مطالب بالاتر جا میمونی و فقط میتونی به مسائل ساده دسترسی پیدا کنی با روش هایی که بلدی

اشکالی نداره، در همون سطح خودت میتونی بمونی، اما فقط به ابتدایی ترین ها خواهی رسید

___________________________

پ.ن: یکی دیگه از دلایلی که حتما نباید دلیل بخوایم وجود روش های دوم و سومه و...

چون دلیل خواستن تقریبا فقط تو روش اول و گاها تو روش دوم جواب میده

بقیه اشون دلیلی مستقیم ندارن

منبع : بین ستاره ایاستدلال های گوناگون
برچسب ها : میتونی ,فهمیدن ,مثلا ,خیلی ,قضیه ,شکست ,برای فهمیدن ,شکست بخوری ,میتونی بفهمی ,خیلی خاصه ,چیزا هستن

نوعی معذرت خواهی

:: نوعی معذرت خواهی

یه حرکت خیلی زیبایی بین بازیکنان پینگ پنگ وجود داره

نمیدونم بازی کردین یا نه

ولی وقتی توپ رو میزنی

گاهی میخوره به لبه لبه تور و باعث میشه توپ روی زمین حریف بشینه و منحرف بشه و حریف نتونه جواب بده

این قضیه کاملا اتفاقیه و اصلا طرف اونو از قصد انجام نمیده و البته باعث میشه که از حریف امتیاز بگیری

ولی یچیزیش که خیلی برای من جالبه و خیلی دوست دارم

اینه که وقتی این اتفاق میوفته

شخصی که این قضیه از طرف اون اتفاق افتاده

با اینکه در این قضیه سود برده

و با اینکه اصلا و ابدا تقصیر اون نبوده و کاملا تصادفی هم بوده

از حریف معذرت خواهی میکنه

و این خیلی خیلی زیباست

سطحی بالاتر از شعور و ادبِ

منبع : بین ستاره اینوعی معذرت خواهی
برچسب ها : خیلی ,حریف ,قضیه ,معذرت خواهی ,باعث میشه

یکم مال خودم بودم، حال داد

:: یکم مال خودم بودم، حال داد

امروز میخواستم برم خرید

چیز خاصی هم نمیخواستم بخرم، یه چوب لباسی میخواستم بخرم، کپی از مدارکم بگیرم، قبض گوشیمم پرداخت کنم

رفیقم گفت بعدازظهر بیکار بودم و تونستم میام دنبالت بریم بیرون

منم گفتم خب خوبه دیگه، میریم منم کارمو انجام میدم و خوش میگذره و میاییم

دیدم دیر شد و خبری ازش نشد

تازه ساعت شش پیام داده ده دقیقه دیگه بیا سمت فلان جا (کلی از من دور بود)

گفت چه خبره اونجا؟من دیوونم تا اونجا بیام؟بیا ازینطرف میریم فلان جا

گفت فلان جا؟

گفتم آره دیگه، گفتی بریم بیرون، اینم بیرونه، خوش هم میگذره

گفت نه اخه من بنگاه بودم

- خب؟

- تازه کلید خونه رو گرفتم

- خب؟

- میخوام بریم بخاری بخرم

- تو گفتی بریم بیرون، نگفتی میخوای بخاری بخری امروز که

- قبلا که گفته بودم

- خب قبلا گفته بودی، چه ربطی به الان داره، من کار دارم جایی باید برم

- یعنی نمیشه کارت رو ول کنی بیای بریم؟

- تو که خودت بودی به "شاهین" قول دادم، گفتم حتما چوب لباسی میخرم، تو که میخواستی بخاری بخری، زودتر راه میوفتادی، این موقع شب تازه بیوفتیم دنبال پیدا کردن مغازه هاش بعد تازه انتخاب و...

- آخه رفتم خونه خواهرم

- !!! چرا رفتی اونجا !!!؟بیکاری این مسیر دوساعته رو رفتی و اومدی؟

- رفتم نهار بخورم

- دیوونه ای؟برا یه نهار کوبیدی رفتی اونور کره زمین، خب یه ساندویچ میزدیم دیگه، تازه شانس آوردی من با موتور بردمت گوشیتو گرفتی، وگرنه با اون وضع میخواستی بری گوشیتو بگیری از اونجا، بعد بری خونه خواهرت که میشد ساعت هشت شب

- حالا چیکار کنیم؟ نمیتونی فردا بری اونجا که میخواستی بری؟

- (تو دلم گفتم، نخیر، شما اگه میخواستی چنین کاری کنی باید زودتر برنامه ریزیش رو میکردی، نه اینکه بدون برنامه ریزی باشی، همه رو هم بذاری آخر وقت، بعد پاشی بگی وای چیکار کنم) نه دیگه، من باید برم دنبال کارم، قول دادم، مدارکمم باید ببرم فردا الکی دیر نشه

- باشه دیگه

- باشه خداحافظ

- خداحافظ

...

پیامک اومد

- وقتی کارت تموم شد پیامک بده

- باشه

....

- کارم تموم شد کجایی؟

- من رفتم خونه خواهرم

- :/

- بیا تلگرام

رفتم تلگرام و هیچ خبری نشد، معلوم نیست دوباره چیشد بچه

________________________

بله من مهربونم، ولی یاد گرفتم برای خودم احترام بیشتری نسبت به احترامم به دیگرات قائل باشم، اگه واسه تو هزارتا احترام قائلم، واسه خودم هزار و یکیه

نمیشه من همه چیمو بذارم کنار، بیوفتیم دنبال کار جناب، اونم کاملا دیروقت و هول هولکی و مطمئنم با کلی خستگی، نهایت قدردانیش هم این میشه که میگه خیلی بامرامی و تموم

________________________

با خودم گفتم اتفاقا هوس کردم تنهایی بزنم بیرون

تیپ کاملا اسپرت زدم، کاملا خوشتیپ و خشگل

زدم خیابون با هدفون و آهنگ شااااااااااد Baby از جاستین (از جاستین واقعا خوشم نمیاد، ولی آهنگش شاده دیگه، البته چهارتا آهنگ دیگه هستن که جدید گرفتم، ولی اونا بیشتر آرامش بخش بودن و حس های باحال، ولی جاستین آهنگش خیلی شاااااااااااااا بود)

تو خیابونم حتی لحظه ای به آدما نگاه نمیکردم (منظورم بیشتر خانم هاست)

گفتم منکه تنها بودم و هستم

بدترین لحظه هام که کسی رو میخواستم تنها بودم

دیگه چیزی برای از دست دادن ندارم

از چی بترسم؟

بذار اونی که اسم روش رفیقه و این رفاقتشه، بره، من خودمو داغون نمیکنم که یکی که اصلا قدر دان هم نیست بهم بزور و بامنت بگه رفیق

ازونطرف تو خیابون هی چشمم دنبال دختر مردم باشه، کی خشگله کی خوبه یا بد، هزارتا فکر مختلف

کاملا صدای هدفون رو تا آخر زیاد کردم

و فقط از محیطی که توش بودم لذت میبردم

اول کلی پیاده روی کردم تو محیط خشگلی بماند کجا بود، پیاده رو خیابون بود و مسیرمم بود، ولی خب پیاده رو های باصفا و خوبی بودن

بعد یه سر رفتم پاساژ بازار موبایل ایران، با اینکه اصلا اونجا کار نداشتم

ولی هوس کرده بودم برم یجای باکلاس

بالاخره جوونم و دلم میخواد

رفتم کلی باکلاس بازی

چندتا مغازه هم قیمت ها و گوشی هاشونو دیدم

آدمای عادی زیاد نمیشناسن، ولی فروشنده های اونجا هر کدوم هدفون سنهایزر رو میدیدن رو گوشام میفهمیدن که نه یچیزایی حالیمه

یه مکالمه کاملا کوتاه باکلاسانه با یکی دوتاشون داشتم

بعدم وقتی این حس شدید "باکلاس بودن" توی وجودم تا حدی ارضا شد، زدم بیرون و خرید کردم و مسیر برگشت که تاریک شده بود با باد خنک و پیاده رو ها زیباتر هم شده بودن

البته لعنتی این تهران برخی جاهاش خیلی شلوغه که خوشبختانه مسیر من خوب بود جز یه تیکه یه دقیقه دو دقیقه ایش

خلاصه

تنهایی

خودم و خودم

اولین دفعه ای بود که از تنها بودنم داشتم لذت میبردم

چون باکلاس بودم

جوری که میخواستم بودم

آهنگی رو گوش میکردم که بهم حس خوبی میداد و حس خوبی هم داشتم

جاهای باکلاس و خوبی هم رفتم

و یه خرید کوچولو و خشگل داشتم با فروشنده اش هم کلی گفتم و خندیدم

یجورایی از اینکه کاملا همونجوری که دوست داشتم بودم، لذت بردم

اینکه کسی نگه هی چقدر راه رفتیم خسته شدم، گشنمه

اینکه کسی به این هوای خنک و عالی پاییزی نگه سرده و بریم خونه و...

اینکه همش دنبال دختر و پسر بازی و... نباشه

اینکه حرفای منفی و چرت پرت نزنه کسی و همش پر از حس مثبت باشم

و البته که

باکلاس باشم

چیزی که بشدت ازش لذت میبرم

گاهی هم با خودم میگفتم با خدا اومدم بیرون و خدارو الکی تصور میکردم کنارم که داره باهام میاد

اومدم خووووووووووووووووووووووووووونه

استراحت و شام و یه بشقاب پر از میوه

این میشه یه لحظه لذت بخش که میتونه تو زندگیم باشه

کسی که بتونه اینجوری کنارم باشه میخوام، نه آدمایی که...

بماند حرفای منفی نزنم آخر داستان

خوش گذششششششششششششششششششششششششت

منبع : بین ستاره اییکم مال خودم بودم، حال داد
برچسب ها : کاملا ,باکلاس ,گفتم ,خونه ,باشه ,داشتم ,تنها بودم ,دنبال دختر ,حرفای منفی ,خونه خواهرم ,رفتم خونه

دیوونه بازی در مقابل عقل؟

:: دیوونه بازی در مقابل عقل؟

حقیقت

دلایل

استدلال

و واقعیات

خیلی خوب و عالی هستن و کسی که اینارو میبینه خیلی شخصیت فوق العاده ایه

اما همین شخص باید قبول کنه ما تموم واقعیات و مباحث علمی رو نمیدونیم

پس در خیلی جاها باید به نتایج صرف، تکیه کنیم

مثلا در خیلی لذت ها

مثلا در خیلی از عبادت ها

هنوز معنی و دلیل خیلی چیزا رو نمیدونیم

بخاطر همینم هست که میگیم دیوونگی

خب از نظر تو دیوونگیه

از نظر علمی کاملا هم منطقیه ولی خب هنوز دلایل منطقیش مشخص نشده بر همگان

مثلا الان یه انسان امروزی رو بذار کنار انسان صدسال قبل

قطعا مسخره اش میکنه

چرا

چون نمیتونه انسان امروزی رو درک کنه

یا مثلا توی روابط وقتی وابستگی بوجود میاد و کس دیگه ای نمیتونه درک کنه رفتار شخص وابسته رو

خب تو دلایل و ادراک و حس اونو نداری

بخاطر همین نمیتونی اونو درک کنی

بخاطر همینم اگه صرفا به دلایل و منطق روی بیاریم

از خیلی چیزا

از خیلی چیزا دور میمونیم

در واقع تو این مطلب منظورم خیلی از لذت هایی هست که با صرفا خودتو به دیوونگی زدن به دست میان

اونکارا دیوونه بازی نیستن

بلکه چون عقل تو درکشون نمیکنه میگه اونن

منبع : بین ستاره ایدیوونه بازی در مقابل عقل؟
برچسب ها : خیلی ,دلایل ,مثلا ,انسان ,بخاطر ,چیزا ,خیلی چیزا ,دیوونه بازی ,بخاطر همینم ,انسان امروزی

جبر و اختیار و حکمت

:: جبر و اختیار و حکمت

مثال خیلی خوبی زد، دوست داشتم بنویسمش

گفت همین برقی که توی لامپ هست رو تصور کنیم

گفتم خب؟

گفت منبع برق اختیارش با توئه؟دست توئه؟

نه

گفت ولی اینور برای تو چی قرار دادن؟کلید، که چی بشه؟

که کنترلش دست من باشه

گفت جهان بین جبر و اختیار (که بنظرم تو این مثال دقیقا داره میگه اصلا بحث جبر و اختیاری در کار نیست)

منبعش که وجود داره دست تو نیست

اما اینکه تو اونو برای خودت انتخاب کنی یا نه، انتخاب خودته

اگه جبر بود، خب پس چرا خلق شدیم؟یا چرا عقل داریم که فکر کنیم و حداقل بفهمیم تو جبر هستیم؟

و...

گفتم پس حکمت و قسمت و... چجوری توجیح میشن

جواب خیلی ساده ای داد که همه میدن

گفت آدم تک بعدی نگاه میکنه، شاید اون چیزی که میخواد براش خوب نباشه و خدا همیشه خوب رو برای آدم میخواد

ولی ازونجایی که خدا تلاش یا دعای انسان رو بی جواب نمیذاره، قطعا به نوعی دیگه جوابشو میده

منبع : بین ستاره ایجبر و اختیار و حکمت
برچسب ها :

مطلب 746

:: مطلب 746

بجای اینکه بشینم فونت دونه دونه مطالبم رو 14 بذارم، رفتم تو کد قالب، فونت پیشفرض قالب رو گذاشتم 14، الان هر چی رو بهش دست نزنی میشه 14

بعدا هم راحت میشه با یه تغییر

برای همه وب رو تغییر داد

وقتی عقل و دانایی باشه

چکارا که نمیشه کرد

والا

_____________________

در مورد کم حرف زدن هم میخواستم بنویسم یا بگم...

شما وقتی شناخت داشته باشی

بیشتر احتیاط میکنی

و بیشتر جاهای مفید رفتار میکنی و خودتو نشون میدی

بخاطر همین اینکه خودت رو بشناسی و بقیه رو بشناسی

خیلی جاها باعث میشه سکوت کنی

شاید بخاطر همین میگن آدم عاقل کم حرفه

چون شما وقتی ببینی در نود درصد جاهایی که داری حرف میزنی، یه جورایی داره به ضررت تموم میشه، دیگه حرف نخواهی زد

_____________________

آیت الله رف... به دیار باقی شتافتند

دوست داشتم تو وبم ثبت کنم، بعد صدسال که سر میزنم شاید این مطلب رو خوندم و اینو دیدم و یاد این لحظه افتادم

_____________________

چقدر امکانات کار آدم رو ساده میکنن

من میشستم تو کامپیوتر، دوساعت، تگ تک تک آهنگ ها رو درست میکردم، یعنی نام خواننده، نام آهنگ، البوم، سال و...

که وقتی پلیر مبارک گوشی رو باز میکنم همه آهنگ ها مشخص و مرتب کنار هم باشن

خب یکم کار وقت گیریه ولی نتیجه اش که مرتب و منظم شدن گوشیم بود رو دوست داشتم

دیشب فهمیدم که همون پلیر گوشی مبارک چنین ویژگی رو به نحو احسن و خیلی راحتتر و زیباتر داره، چقدر که خدا رو شکر نکردم بخاطر این نعمت بزرگ :)

_____________________

این هفته رو هفته "اسهال" مینامیم

چون از پنجشمبه اسهال شدندی و این وضع تمام نشدندی و همچنان ادامه داشتندی

رویمان هم نمیشود با کسی در میان بگذاریم

____________________

من اینجوریم، نمیدونم شاید خیلیا اینجوری نباشن، که توهینی به کسی نکرده باشم، ولی مطمئنم خیلیا اینجوری که سهله، خیلی بدتر از اینجوری اند

خیلی کارا رو بخاطر صرفا اینستاگرام و تلگرام انجام میدیم، اونروز داشتم فکر میکردم میگفتم خب فکر کن اینستا نداشتی، مثل اوندفعه که پاک کردی

بازم این کار رو میکردی؟

جواب خیلی ساده بود

مگه احمقم

بعد تو ذهنم یه سکوت عمیقی حکمفرما شد...

_____________________

بالاخره همت کرده و رفتم و سیم کارت محترم را 4g کردندی

البته من دوبار دیگه هم رفته بودم و اونا بسته بودن

با اینکه تو خونه ما آنتن دهیش کامل نیست و کم و زیاد میشه

ولی سرعت فوق العاده بالاست

در بدترین حالت، با سرعت 1 مگابایت دانلود انجام میشه

_____________________

منتظر یه خبرم

که اگه اون انجام بشه

همکارام که سهله، حاضرم بلاگی ها رو هم شیرینی بدم

ولی دوست ندارم برم و ببینم طرف بگه نشد

حاضرم هیچوقت بهم خبر نده و تا آخر عمر با امید خبر خوبش بمونم

در این حد بدبختم

البته صدبار سرزدم که ببینم چیشده، خیلی منتظرم خبر خوش بده که امید زیادی به خبر خوش نیست البته

_____________________

حرف از بدبختی شد

از ترحم دیگران به شدت

به شدت

به شدت بدم میاد

انگار تو بدبختی چیزی هستی

خیلی وقتی کسی بهت ترحم میکنه باهات بد برخورد میکنه

واقعا به جایی برسیدم که به قول فیلم دوست داشتنی خودم "bleeding heart 2015"

نیازی به نجات داده شدن ندارم

بخاطر همین دیگه میخوام سعی کنم حتی داشتم میمردم هم، گاهی اوقات یا بهتره بگم اغلب اوقات(اونموقعی که میدونم از طرف کوچکترین کمکی برنمیاد) هیچی نگم

_____________________

خیلی فرق هست که پیش خانواده ات زندگی کنی، یا مجردی زندگی کنی

در رفتار شخصی که مجردی زندگی کرده، یه سری رفتارها کاملا مشهود هستن و تفاوت بسیار قابل ملاحظه ای با بقیه هست(یکم فقط باید دقت کرد)

_____________________

تعداد گل هام بشدت روبه افزایش رفت و البته دیگه زیاد نخواهد شد بغیر از دوتای دیگه

در حال حاضر

در محل... سه تا گل حسن یوسف، یه نوع کاکتوس که فقط برگه و هیچ تیغی هم نداره، یه ازین پیچک ها که از درودیوار میره بالا داشتندی و یه حسن و یوسف هم کاشتم تو گلدون و دادم همسایه بغلی، دیگه بسه داشتم از حسن و یوسف بالا میرفتم

در خانه

یه گیاه آپارتمانی که عکسشو قبلا گذاشتم با برگ های بزرگ دارم که بچه هم داده و الان شدن دوتا

یه گیاه آلوئه ورا

و یدونه شمعدونی خشگل دارم

یدونه گل هم میخوام بخرم که گل باشه و گل داشته باشه، مثل زنبقی، نرگسی چیزی که از لحاظ آفتاب خواستن و محیط خونه ما بتونیم باهم کنار بیاییم

و یدونه بنفشه آفریقایی هم دوست جان داره برام پرورش!!! میده که بهم بده

اول قرار شد قلمه بزنه بده بهم

الان یه ماه گذشته

میگم "ش" نمیخوای قلمه مو بهم بدی؟

میگه خب بذار جون بگیره

- یعنی گذاشتی ریشه بزنی؟

- آره

- یعنی هنووووووووووووووووز ریشه نزده؟؟؟؟

- چرا بابا خیلی وقته ریشه زده

- خب؟پس؟

- کاشتمش برات

- کاشتیش؟خب چرا؟میاوردیش دیگه

- بذار یکم جون بگیره

- خب، خب، آخه قرار بود فقط قلمه بیاری ها؟بقیه کاراش رو میکردم خودم

- حتما توقع داشتی قلمه اش رو همینجوری برات بیارم

- خب دقیقا اول همینو ازت خواستم و قرارمون همین بود

- نخیر، بذار جون بگیره! بزرگ بشه!!!!!!!!!!!!!!!! بعدا برات میارمش

- :/

- تازشم اگر بهش نرسی یا بلایی سرش بیاد سرتو میبرم

- ://////////////////////// بریم دیگه الان شروع میشه (یکاری باید میکردیم باهم)

منبع : بین ستاره ایمطلب 746
برچسب ها : خیلی ,میشه ,داشتم ,بخاطر ,دوست ,البته ,بخاطر همین ,مجردی زندگی ,دوست داشتم ,خیلیا اینجوری

رنگشناسی پدر

:: رنگشناسی پدر

من عاشق رنگشناسی بابام هستم

یعنی وقتی میخواد رنگ چیزی رو بگه

دیوونه اش میشم

سروپا گوش میشم تا رنگ اون چیزی رو که میخواد بگه رو بگه

به آبی میگه سبز

به سبز میگه آبی

به برخی قرمزها که یکمم تو مایه های زرشکی و... هستن میگه صورتی

بنفش رو هم کلا یچیز دیگه میگه که الان یادم نمیاد

خیلی خوبه

یعنی هر وقت رنگ چیزی رو میگه یه لبخند رو لبای من میشونه

البته اینم بگم فقط تو برخی رنگ ها قاطی میکنه

یمدت هم فکر میکردم کوررنگی چیزی داره، بعد که باهاش صحبت کردم و رنگ ها رو گفتم و یه آزمایش و ویرایش که کردیم

فهمیدم منظورش از سبز گفتن به آبی همون آبیه منتهی زبونش نمیچرخه میگه سبز :)

عاشق رنگشناسی شم :)

منبع : بین ستاره ایرنگشناسی پدر
برچسب ها : میگه ,چیزی ,رنگشناسی ,عاشق رنگشناسی

مطلب 765

:: مطلب 765

میدونی؟

هر چی بیشتر اطرافیان رو میشناسم

بیشتر دیدم منفی میشه

شایدم بخاطر اینه که من همش و فقط جنبه منفی آدم ها رو میبینم

همش دنبال نقطه ضعف ها و اشتباهات دیگرانم

دنبال بدی هاشون

و بخاطر همین خیلی سریع از افراد خوشم نمیاد و ازشون فاصله میگیرم

مثلا یه دوست دارم

این آبانیه

اگر حسودی نمیدونید یعنی چی، یا میخواید یه حسود واقعی رو از نزدیک ببینید

یه آبانی رو از نزدیک ببینید و باهاش معاشرت کنید

حسود به معنی کلمه یعنی

منم از حسودی این دوستم نفرت دارم

نمیشه جلوش کاری کرد

در عرض دوثانیه همونو انجام میده و نشون میده که اون بهتر انجام داده

یه ویژگی بده دیگه ای که اینا دارن

اینه که اصلا به چیزایی که بهشون علاقه ای نداشته باشن هیییییییییییییییچ اهمیتی نمیدن

در واقع بیشتر به مادیات اهمیت

البته قصد جسارت ندارم

من توی دو تا از دوستام که دیدم میگم، شاید ابان ماهی هایی هم باشن که اینجوری نباشن اصلا

مثلا اگر چیزی به زن و شهوت منجر شه عالیه

خب پول به همین منجر میشه

پس پول هم عالیه

خونه و امکانات

اغلب هم ورزشکار هستن چون ورزش باعث خوش اندامی میشه و بیشتر از خود ورزش بیشتر جنبه خودنمایی دارن تا رسیدن به روح و فلسفه اون ورزش

ولی مثلا گیاه و گل، به چه دردی میخورن؟ازشون چیزی در میاد؟باعث جذب بقیه میشن؟ جواب همه اینا نه

پس اهمیت و رسیدگی به گل و گیاه بی اهمیت ترین کار دنیاست که یه آبانی میتونه انجام بده

یعنی حاضره وقتش کااااااااااااااملا تلف بشه اما صرف چنین چیزایی نکنه

خلاصه

بخاطر این

به خیلی از افراد و خیلی از حرفهایی که بقیه میزنن هم اهمیت نمیدن و صرفا جهت گذراندن وقت و صرف گوش دادن و شناخت فرد هست که به حرفاش گوش میدن

وگرنه باور کن اگر براش ذره ای اهمیت داشته باشه

از همین اخلاقاش نفرت دارم

میخوام ازین به بعد که اومد از بیکاری پیشم نشست تا الکی سر یه صحبتی که اصلا اهمیت نداره چی باشه رو باز کنیم و انقدر حرف بزنیم تا وقت بگذره، هیچی نمیخوام بگم، انقدر ساکت باشم تا از پیشم بره

از برتری هام یا چیزایی که بهشون علاقه دارم هم نمیخوام بهش بگم که نکنه خدایی نکرده حسودی کنه و بلایی سر من بیاد در اون مورد، که مطمئنم حسودی خواهد کرد

البته میدونی چیه

حسودیشون جوریه که نمیخوان تو اونو نداشته باشی

حسودیشون این مدلیه که میرن و تمام تلاششونو میکنن و تمام دنیا رو هم حاضرن دور بزنن تا همونو بهتر داشته باشن یا انجام بدن

حتی دوست من کاااااااااااااملا از روی حسودی رفته بود والیبال اونم برای چندسال

فکر کن بری زندگیتو بذاری برای یه ورزش

اونم برای چند سال

صرفا بخاطر حسودی

شاید بشه گفت اصلا خودشون دلیلی برای زندگی ندارن

چیزایی که کسب میکنن کاملا مادی باید بتونن درکش کنن، مثلا زن، پول، خوردن و...

و بقیه کارها هم از روی رقابت و حسودی

رقابت کلمه بهتریه برای ابانی ها

بشدت رقابت میکنن

آره رقابت بهتره

رقابت

اصلا میدونی چیه؟

پاییزی ها همین سیر بدون دلیل ذاتی برای انجام کارها هستن

البته آذری ها تقریبا مستثنی میشن ولی اونام تقریبا همینن

مثلا مهر هم همینه

اونام اصلا دلیلی شخصی برای انجام کاری ندارن

مثلا بگی چرا این خونه رو انتخاب کردی؟

بگه چون حال کردم، یا چون خوشم اومد

همیشه خواهد گفت چون اونجوریه، مثلا چون بزرگه یا نزدیک محل کارشه یا...

همیشه یک دلیل کاملا مادی داره که حتی خودش هم شاید با اون دلیل کاملا موافق نباشه

مثلا میگه خونه کوچیکه ها، ولی خب 5 دقیقه نسبت به اون یکی خونه نزدیکتره به محل کار، صبح میتونم پنج دقیقه بیشتر بخوابم

آبانی هام دقیقا همین

بگو چرا فلان کار رو کردی

دقیقا یک دلیل کاملا از روی بعد حیوانی انسان خواهند آورد

آذر ماهی ها راستش نمیدونم

چون آذر ماهی هایی رو دیدم که صرفا بخاطر علاقه کاری رو انجام میدن، البته اغلب علاقشون کاملا یکسانه

مثلا من هر چی آذر ماهی دیدم، بدون استثنا عاشق نقاشی بودن

آذر ماهی ها هم کمی از این مادی بودن پاییزی ها به ارث بردن، درسته خیلی از احساسات رو درک میکنن ولی خیلی جاها نمیتونن طرف مقابل رو درک کنن اصلا

بخاطر همین درددل کردن یه آذرماهی از افتضاح هم اونورتره

کاملا کاغذی درددل بهت میده وقتی باهاش حرف بزنی، یعنی دقیقا جملات حفظ شده ای رو بیان میکنه، انشالله هیچی نمیشه، انشالله درست میشه، نگران نباش

دقیقا انگار بشینی با یه ربات درددل کنی

میدونه چی میگی، میدونه چه حسیه

ولی نمیتونه درکت کنه و باهات همدرد بشه

در پایان این حرفا اینم بگم

این فقط یک یا دو ویژگی از متولدین این ماه هاست

قطعا هزارتا ویژگی خوب هم تو متولدین این ماه ها هست

مثلا مهرماهی ها خیلی خیلی مهربونن

آبانی ماهی ها خیلی خیلی باهوشن

آذر ماهی ها نمیدونم خیلی خیلی چی هستن ولی خب مثلا هنرمند هستن و همیشه اون روحیه لطیف رو نگه میدارن تو وجودشون

این مشکل منه که فقط این تک و توک بدی های این ماه ها و انسان های اطرافم رو میبینم و سریع هم میخوام علیهشون بایستم

چون اینو بی احترامی به خودم میبینم و لازم میدونم با بی احترامی جواب بدم

ولی خب میگم خیلی چیزا ویژگی ذاتیشونه

شاید هنوز نمیدونن میتونن در جهت خوب ازش استفاده کنن

من چرا اینجوری جواب کوبنده بدم به کاری که اصلا طرف نمیدونه چیه

بخاطر همین به "پدر" نگاه کردم

اگر توی خانواده شما کاری انجام بدی که شایسته نیست

پدر لزوما با شما مقابله نمیکنه

بلکه سکوت میکنه

و این باعث میشه شما از اون قضیه دوری کنی

بدون اینکه کوچکترین جبری از طرف پدر باشه

خب وقتی ما به پدر نیاز داریم میریم پیشش

اما لزوما پدر همیشه پاسخگوی سرگرم کردن ما نیست

چون اون مضحکه دست ما نیست خب

منم مضحکه دست بقیه نیستم که بیان و نیازشونو با من برطرف کنن

بخاطر همین میخوام سکوت

شایدم من دارم خیلی سخت به این قضیه نگاه میکنم

ولی بنظرم این واقعیته

و باهاش مقابله میکنم در روز های آتی

و مطمئنم دوست آبان ماهیم انقدر باهوش هست که بعد از یکی دوبار کاملا میفهمه

اینهمه از بدی آبانی ها گفتم

اینو هم در تمجیدشون بگم

انقدر آی کیو این دوستم عالیه

که از بودن باهاش لذت میبرم

یعنی در عرض کمتر از 5 ثانیه به منظور من پی میبره

و همیشه هم کاملا درست

فقط کافیه حدود 10 ثانیه به اون مسئله فکر کنه

البته امتحانش کردم و برخی جاها مغلوب شد که خب من خیلی سخت گرفتم اونا رو چون میخواستم ببینم تا چه حد میاد بالا (البته اون خودش اصلا نفهمید)

ولی واقعا  و واقعا باهوش هستن با ضریب هوشی بالا

بشدت بشدت بشدت گیرا

یعنی اگر میخواید با کسی هماهنگی برای انجام کاری انجام بدین و میخواین در لحظه طرف قضیه رو بگیره

با آبانی برید

یه چشمک بزنید و یه علامت نشون بدین

با یه دقیقه فکر کردن به اون علامت کل داستان رو متوجه میشه

ولی خب در حد متوجه شدن

نمیتونه به عمق فاجعه و فهم اون قضیه پی ببره

یجورایی فقط حفظ کردن

فرق حفظ کردن با فهمیدن خیلی ریزه

شما توی اولین برخورد کاملا برخورد یکسانی داری و نتیجه هم کاملا یکسانه

اما تو برخورد دوم و برخوردی متفاوت همه چیز مشخص میشه

اگر دوتا نکته رو اینور اونور کنی، کسی که حفظ کرده بوده فکر میکنه با موقعیتی کاملا جدید برخورد کرده

در صورتی که کسی که فهمیده قشنگ میسنجه و موقعیت جدید رو با موقعیت قبلی کاملا وفق میده و حرکت مناسب رو انجام میده و از نظرش با یه موقعیت با کمی تغییر جزئی روبه رو شده

خیلی حرف دارم در این زمینه

ولی بنظرم همینقدر بسه، کل حرفام رو گفتم حتی برخی رو صرفا توی یه جمله

توضیحات خیلی خیلی خیلی زیادی در این زمینه دارم که دیگه زیاد میشه بنویسم، حرف زدن بود راحتتر میشد گفت، البته اونم تو یکی دوساعتی صحبت کردن

منبع : بین ستاره ایمطلب 765
برچسب ها : خیلی ,کاملا ,مثلا ,انجام ,اصلا ,همین ,خیلی خیلی ,بخاطر همین ,دلیل کاملا ,برای انجام ,انجام کاری

تو موقعیت قرار گرفتیم که چیزی بهمون ندادن؟

:: تو موقعیت قرار گرفتیم که چیزی بهمون ندادن؟

یه وقت هست ما فکر میکنیم خدا در حقمون ظلم کرده و چیزی که حقمون هست رو بهمون نداده

اما آیا به این فکر میکنیم که هر چیزی که لازم بوده رو بهمون داده و ما فقط در موقعیتی که باید قرار نمیدیم و ندادیم خودمون رو؟

اگر خودمونو با کسی مقایسه میکنیم و حسرت میخوریم

خب ببینیم آیا تو موقعیت اون قرار دادیم خودمونو و اون چیزایی که اون داره رو بدست نیاوردیم؟

اگر ما جای اون بودیم، دقیقا با همون شرایط، آیا اون چیزا گیرمون نمیومد؟

منبع : بین ستاره ایتو موقعیت قرار گرفتیم که چیزی بهمون ندادن؟
برچسب ها : بهمون ,چیزی ,میکنیم

هرزه

:: هرزه

هر کسی که وب توی بلاگ داره اصطلاح "هرزنامه" رو میشناسه

یعنی اینکه این نظری که برای تو گذاشته شده، برای هزارنفر دیگه هم گذاشته شده و صرفا برای تبلیغه و بدون هیچ تغییری، همین نظر برای تعداد خیلی زیاد دیگه ای آدم ارسال شده، بدون دیدن وبت یا بدون حتی شناختنت و...

مثلا وقتی میاد مینویسه عزیزم وبت خیلی عالی و خشگله، مطالبت رو خوندم عالی بودن، بمنم سر بزن

اصلا وبت رو ندیده

اصلا مطالبت رو نخونده

اصلا نمیدونی کی هستی

اصلا براش اهمیت نداره کی هستی یا کی باشی

اون فقط میخواد بهش سر بزنی

اونم نه سر زدن

فقط میخواد از حجم نتت سواستفاده کنه و یه بازدید کننده به وبش اضافه کنه

صرفا میخواد سواستفاده کنه

بخاطر همین هرزه

این برای نظراته

ولی تو زندگی آدما هم هرزنامه داریم

برخی حرفاشون هرزه

یعنی حرف میزنن که حرف زده باشن، اصلا براشون مهم نیس بحث چیه، تو کی هستی یا...

فقط میشینن با هم حرف میزنن که وقت بگذره

فقط حرف میزنن که برتری خودشونو اعلام کنن تو دانستن اطلاعات

فقط حرف میزنن که طرف مقابل رو تحقیر کنن

بعضیام تو احساسات هرزه حرف میزنن

مثلا به همه عالم میگن عزیزم، میگن قربونت برم، میگن دوستت دارم

اینا همش هرزنامه است، هرزه هرز

کوچکترین اهمیتی ندارن این حرفا این گفتن ها و...

بعضیا دلشون هرزه، با همه یجور رفتار میکنه

هر کسی هر چیزی یا هر قسمتی یا هررررررررر چیزیش رو میتونه هرز کنه با رفتار سواستفاده کننده اش

مشخصه قشنگ

سو استفاده

یعنی استفاده بد

یعنی اونجوری که هست ازش استفاده نمیکنی

بعضیا حتی زندگیشون هم هرز و بقیه رو فقط مسخره میکنن که زندگی بقیه مسخره است و اونا خوبن در حالیکه با یه مقایسه مشخصه کی چه نتیجه ای گرفته و کی بهتر بوده 

میشه گفت این دقیقا همون هرزگی که ما توی جسم داریم، چه برای آقا چه برای خانم ها

منبع : بین ستاره ایهرزه
برچسب ها : میزنن ,هرزه ,اصلا ,یعنی ,میگن ,استفاده

مطلب 753

:: مطلب 753

میدونی خیلیا اهمیت نمیدن وقتی کسی میاد پیششون

ولی من خیلی اهمیت میدم و در اولین ثانیه هایی که کسی میاد و پیشم قرار میگیره

تمام تلاش و تمام سلول های عصبی مغزم رو بکار میگیرم تا در کسری از ثانیه متوجه بشم منظور اون شخص چیه

بیکار بوده اومده، حوصله اش سر رفته، دنبال لجبازی کردن یا ...

و این بنظرم

حداقل برای من خیلی مهمه

و سریعا هم جواب طرف رو میدم

وقتی میفهمم برای حوصله سررفتن یا بیکاری اومده و تا یکی هیجان انگیزتر پیدا کنه سریع میره سراغ اون یکی

منم جوابش رو میدم

و با حرفام و بارفتارم به طرف نشون میدم که من دلقک تو نیستم که هر وقت خواستی بیای و با من بازی کنی

برام خیلی مهمه

حتی اگر اطرافیانم خیلی کم بشن ولی به برخی اصول پایبند میمونم

منبع : بین ستاره ایمطلب 753
برچسب ها : میدم ,خیلی ,خیلی مهمه

مطلب 770

:: مطلب 770

وقتی آدم همدم داشته باشه

خیلی حرفا رو به اون میزنه و دیگه هیچ لزومی به نوشتن نیست

ولی برخی حرفا هستن

که نمیشه به هیچکس گفت

یعنی شاید چون شامل همه اونایی که میشناسی میشه

بنابراین نمیتونی به طرف بگی که ازش چقدر بدت میاد

خیلی وقتا هم دیگه نمیتونی خیلی تعریف بدی کنی

میگن این چقدر بدبینه و از همه چیز بد میگه و...

______________________

رفیقای من

رفیق که نه

هم... ی من

که الان کنارشون هستم

امروز با خودم میگفتم

جز اجبار

هیچوقت امکان نداشت من حتی لحظه ای کنار اینا باشم

یعنی حالم از اخلاق های مزخرفشون بهم میخوره

دوتا هستن

حالا بقیه شون رو کاری ندارم

همین دوتا

هر دوتاشون به شدت و بشدت خسیس

یکیشون در حد مرگ چشم چرون

یعنی امکان نداره توی جایی باشی و دنبال نگاه کردن به جنس مونث نباشه

در هر جایی

در هر حالتی

قطعا مونث های اطرافش رو کاملا چک میکنه

تو جمع وایسادیم

میره اونطرف تر

اول فکر کردم مثلا ناراحتی چیزی شده

میگم بابا بیا تو جمع وایسا کجا میری

میگه بابا اینور وایمیستم دید بزنم

از نعمات الهی استفاده کنم

:////////////

حالا بدبختی اینه که همش در حد نگاهه و این آدم هیچ گهی هم نمیخوره و بنظر شخصی من اصلا در حد گه خوردن جرات و جر و بزه نداره

و جالبیش اینه که این دوتا اخلاقای خودشونو میدونن

دیگر اخلاق یکی دیگر ازینا

بشدت میخواد بگه تو همه چیز بهتره

رفتیم بولینگ

بین چهار نفر آخر شد و افتضاح بود

میگه من چندتا جلسه دیگه بیام بیاد دستم همتونو میبرم، اول میشم

یعنی انقققققققققققققققققققققققققدر میخواد بگه از همه بهتره که حد نداره

و بشدت هم باهات مقابله میکنه اگر کوچکترین ادعایی بر اون داشته باشی که تو بهتری

و این مزخرف بودنش به همینجا ختم نمیشه و در حالت خنثی هم که باشی و چیزی رو مطرح نکنی

اون هی خودش یچیزی رو مطرح میکنه

مثلا گوشی جدید خریده

هی میگه گوشیم چقدر خوب بود

چقدر عالی بود

باهاش کار کردم حال کردم

دو روز گذشت فقط یبار شارژش کردم!!!

بعد جالبه بیرون بودیم، چهل درصد داشت، عکس گرفت و به نت وصل شد در عرض یکی دو ساعت شد زیر ده درصد

بازم تعریف میکرد که چقدر گوشیم عالیه، انقدر کار کشیدیم ازش صداش در نیومد

از اخلاقای مزخرف دیگه اش

همشششششششششششششششششششششششششششششششش تو تلگرام

روی موتور

تو ماشین

تو راه رفتن

تو بازی کردن

وسط فیلم دیدن

تو کوفت

تو زهرمار

هررررررررررررررجایی

همش تو تلگرام و تو تلگرام

مخاطب خاصی هم نداره، جالبیش اینه

وای این اخلاقای بدشون آدم رو دیوونه میکنه

منم اخلاقای بد دارم، نمیگم خوبم

ولی بدی هام به خودم مربوط

روی اونا تاثیری نداره

اصلا آدم هایی با اخلاق بد نیستن

اخلاق های بدی هستن که در جلوه یک ادم قرار گرفتن

البته خوبی های خودشونم دارن ولی خب بدی هاشون خیلی بیشتر جلوه میکنه

خیلی

خیلی تو مخم بود و باید یجوری خالی میکردم اینارو

یه حماقت یکیشون

یه غلطی کرده

میگم تو واقعا اینکار رو کردی؟

میگه من که نکردم، خودش اینجوری شد

میگم خب بالاخره تو انجام دادی

بدون تو که انجام نمیشد

میگه نه من نکردم

:///

اینجوری خودش و کار پستش رو توجیح میکنه

_________________________

یکی از بدی هام

البته من بدی خودم نمیدونم

ویژگی خودم میدونم اینو

خیلی جدی میگیرم همه چیز رو

خیلی جدی

و در اتفاق افتادن مسائل مختلف اصلا شوخی رو دخیل نمیکنم

مگر اینکه مسئله ای کاملا شوخی و صرفا جهت خنده باشه

_________________________

تو طالع بینی خردادی ها نوشته بود

متولدین این ماه دوستان قدیمی رو بخاطر دوستان جدید براحتی کنار میگذارند

و من به زندگی خودم نگاه کردم و دیدم همینجوریه تقریبا

ولی یکم که فکر کردم

دیدم خب خداییش هیچکدوم دوستم نبودن

همشون رو بخاطر اقتضای زمان کنار خودم تحمل کردم

و با همشون در برهه ای از زمان قطع رابطه کرده بودم حتی

خب معلومه هر کس بره محل کار جدید با همکار های جدیدش بیشتر در رابطه است تا همکارای قدیمی

اینکه نمیشه گفت دوستان قدیمی رو رها کردن

اصلا نشستم به معنی کلمه دوست فکر کردم

و دیدم آیا واقعا من دوستی داشتم؟

کسی که واقعا خودمو دوست داشته باشه؟بدون هیچ نیاز یا ترحمی

منبع : بین ستاره ایمطلب 770
برچسب ها : خیلی ,میکنه ,میگه ,چقدر ,نداره ,اخلاقای ,دوستان قدیمی ,جالبیش اینه

مطلب 757

:: مطلب 757

میدونی

دوست دارم برم یه مهمونی

پر از آدم های متشخص باشه، که هیچکدوم فکر س ک نباشن و فقط اومده باشن یه مهمونیه دور همی

لزومی هم نداره همه لخت باشن، حتی چادری هم بودن اشکالی نداره

یه اهنگ قشنگ و محیطی آروم باشه و همه باهم هم صحبت بشن

منم یه خانم خشگل پیدا کنم

برم کنارش بشینم و یکم حرف بزنیم

من یکم از علایقم و خودم بگم و از چیزای جدید که اون نمیدونه و خوشش بیاد

اونم همینطور

بعدم صحبتمون تموم شه و منم بیام خونه بخوابم

البته فکر کنم جوگیر بشم و بهمین سادگی از قضیه عبور نکنم

ولی با توجه به شناختی که از خودم دارم

میکنم

من فقط میخوام چندلحظه یکی هم صحبتم باشه

شاید

نمیخوام منفی بافی کنم یا مظلوم نمایی

ولی شاید اگه مثلا اگه خواهرم بود و یکم باهاش صحبت میکردم

یا مثلا مامانم حتی ذره ای اهل همصحبتی باهام بود

این نیاز برطرف میشد

اینهمه آدم تو دنیا

بجای اینکه بیشتر از تنهایی در بیاییم داریم بیشتر تنها میشیم

چه مسخره بازیه اخه

منبع : بین ستاره ایمطلب 757
برچسب ها :

موتور جان

:: موتور جان

در واقع دین برای توصیف قوانین این دنیا اومده و چیزی جز قوانین این دنیا نیست

حالا هر کی مخواد قبول کنه و هر کی هم میخواد قبول نکنه

بعضی چیزا رو انسان هم میتونه براحتی بهش برسه، و برای اونی که بهش میرسه

اصلا حدیث لازم نیست

مثلا اون حدیث

یچیزیه که کاملا مشخصه، کاملا بارزه، فقط باید یکم دقت کنی، شایدم تا خدا نخواد نمیبینیمش

حدیث داریم که البته با تحریف، میگه اگه میخوای روزیت زیاد شه و... کسب حلال کن

واقعا کسب حلال و پول حلال چیز دیگه است

یجورای خاص برکت داره، خدا از اینور و اونور جمع میکنه که اونو درست کنه و در بهترین حالت خودش خرجش کنه

من موتورم رو برا اینکه دانشگاه قبول شدم مادرم هدیه خرید برام

همون اول که رفتیم بخریم خب فروشنده واقعا مهربونی بود

یه موتور نقره ای هم بهمون داد

اون موقع رنگ نقره ای رو گرونتر میفروختن الان نمیدونم چجوریه

رنگ نقره ای تو موتور یکم خاصه

بعد نه تنها اینو بمن گرونتر ندادن ارزونتر هم دادن

گفتن کلی شانس داری

کلی مشتری ها اومدن که اینو بده و...

ولی ما ندادیم

الان فقط همین مونده

مجبوریم اینو بهت بدیم

بعد خریدندی (سال 90)

تا الان خداروشکر خرابی اونجوری نداشته، و البته که منم خوب باهاش رانندگی میکنم

جالبه که خب ما ماشین هم داریم، همه فامیل هم ماشین دارن خب

ما خونه مادربزرگ که میریم

خاله ها با هم هماهنگ میکنن

اصولا حداقل دوتا خاله خونه مادربزرگ وجود داره

به جرات میتونم بگم انقدری که موتور من کسی رو رسونده خونش، هیچ کدوم از وسایل نقلیه بقیه فامیل نرسونده

بعد جوریه که من اصلا نمیگم ها؟

بقیه میگن موتور آوردی؟پس بریم

اصلا جور میشه خودش

نیازی به هیچ حرکت اضافی نیست

الانم تو این محل جدید

تا حالا تقریبا نشده موتور خالی باشه

همیشه یکی هست و میاد که باهم برگردیم

نمیخوام بگم مال من خیلی حلاله و...

شاید کل زندگیم حرام باشه

ولی همین یدونه

کاملا مشخصه ازش

از خیررسانی هایی که به بقیه داره

قشنگ میشه حسش رو حس کرد...

رفتم پمپ بنزین

گفتم چقدر بزنم؟

گفتم کامل تموم شده، کامل پرش کن

نگاه انداخت

کفت هیچی که توش نیست

گفتم اره دیگه، تا آخرش رو سوزوند که منو برسونه اینجا

گفت پس خوش رکابه...

:)

منبع : بین ستاره ایموتور جان
برچسب ها : موتور ,الان ,اینو ,بقیه ,گفتم ,نقره ,خونه مادربزرگ

میلیاردها پردازش، دونستن تک تکشون لازم نیست، فقط کارتو انجام بده و لذت ببر

:: میلیاردها پردازش، دونستن تک تکشون لازم نیست، فقط کارتو انجام بده و لذت ببر

تو بحث کامپیوتر و لوازم دیجیتال مسائل پیچیده ای مطرح هست که نه بخاطر اینکه علمی و فوق العاده باشن، نه بخاطر اینکه خیلی ریز هستن و دقت میخوان

هر کسی اونا رو نمیفهمه

و مثال خیلی خوبی برای بخش "دنیای نااقلیدسی" ماست

ببینید وقتی یه برنامه نصب میکنید، تو هزارجای سیستم اون رجیستر میشه

اول از همه آنتی ویروس باید اونو بشناسه

باید پردازنده اونو بشناسه

باید سیستم ثبت اونو ثبت کنه

اگر قسمتی از اون برنامه باید همواره باز باشه، تو قسمت پس زمینه فعالیت خواهد داشت

اگر ویدیو یا عکس یا در کل فایل قابل پخش یا بقول دیگر مدیایی داشته باشه، قطعا در پلیر ها فعال خواهد بود

اگر جاوا باشه یا ورد و یا... پس در برنامه های دیگه ی سیستمی نیز فعال هست

و هزاران فعالیت ریز درشت پس زمینه ای که برنامه داره و خواهد داشت

ما نمیتونیم تک تک اونا رو درک کنیم و مهمتر از همه کنترل کنیم

پس

میبینیم که خیلی از مسائل کامپیوتری فقط باید حذف و نصب دوباره یا خاموش و روشن سیستم برطرف میشن

چون شما با حذف و نصب دوباره، یا خاموش و روشن کردن، تمام فعالیت ها رو متوقف میکنید، حتی اونایی که نمیبینید و تحت کنترل نیستن

من بارها با همین روش مشکل خیلی از اطرافیان رو برطرف کردم

همه میگن خب چرا؟آخه دلیلش چیه؟

میگم تو به دلیلش چیکار داری؟اینجوری درست میشه دیگه

- نه حتما دلیلش رو بگو

- خب اینکار باعث میشه همه چیز متوقف بشه و... (داستان رو براشون تعریف میکنم)

- خب تو تنظیمات هم میتونستیم چنین کاری بکنیم

- نه نمیتونستی

- چرا بابا یه گزینه داره همین کار رو میکنه دقیقا

- میدونم چه گزینه ای رو میگی و چه کاری میخوای بکنی، ولی اون اینکاری که من میخواستم رو نمیکنه

- خب چرا؟

- ساده اس، چون تو هیچوقت اجازه دسترسی کامل به فایل های سیستمی رو نداری، و خیلی از اتفاقاتی که پشت سیستم میوفته رو نمیتونی کنترل کنی اصلا، که متوقف کنی یا... فقط با حذفش اون قضیه رو کلا از سیستم حذف میکنی و سیستم رو مجبور میکنی اون برنامه رو مجبور کنه حذف کنه و اینکار باعث متوقف شدن اون قضیه میشه

- خب نمیشد توی اکسپلورر یا تنظیمات یا... اینکار رو کرد؟

- توجه نمیکنی اصلا من چی میگم

- چی؟واضح تر توضیح میدی؟

- ببین فقط اینو درک کن، تو هیچوقت اجازه دسترسی کامل به سیستم رو نداری بخاطر همین نمیتونی همه چیز رو کنترل کنی، چون بهشون دسترسی نداری

- خب اکسپلورر چی اونکه...

- اونم دسترسی کامل بهت نمیده، دسترسی کامل هیچوقت نخواهی داشت، هیچوقت

- خب چرا؟

- خب چون لزومی نداره به میلیاردها پردازش سیستم دسترسی مستقیم داشته باشی

-...

- دیگه سوال نپرس لطفا، کارت درست شد دیگه، دلیل نمیخواد که حتما

- باشه خیلی ممنون، خیلی عالی شد، خیلی مرسی

- خواهش میکنم و...

ازینجور حرفا که چنین مکالماتی رو از حفظ شدم دیگه

چون اغلب نمیتونن و میان سراغ من و وقتی میبینن درست کردم کلی سوال میپرسن که چرا نشده و من تونستم

خب لازم نیست حتما تک تک دلایل رو بدونی و بفهمی، وقتی کارت راه میوفته، انجامش بده فقط، وقتی میبینی ماشین حرکت میکنه، بشین و از رانندگی لذت ببر، لزومی نداره تک تک فرآیند های احتراق و حرکت ماشین رو با تک تک فرمول های فیزیک و ریاضی و بیوشیمی اش بلد باشی...

چون خیلی چیزا رو ما درک نمیکنیم، خیلی چیزا رو نمیفهمیم، به خیلی چیزا دسترسی نداریم، چون لزومی نداره به میلیاردها اتفاق جهان هستی دسترسی داشته باشیم، ما بتونیم زندگی خودمونو درست پیش ببریم از سرمون هم زیاده

لازم نیست دقیقا هر چیزی دلیل داشته باشه

دلیل داره قطعا

درواقع لزومی نداره خیلی دقیق اون دلیل رو بدونیم و دلایلش رو بلد باشیم و بفهمیم

همیشه دلیل لازم نیست

گاهی باید به نتیجه ی خوبی که میگیریم اعتماد کنیم

احتمالا هم شده که شنیدین حتما، میگن نمیدونم چرا اینجوری میشه ولی من که نتیجه خوبی ازش گرفتم...

لزومی هم نداره حتما دلیل رو بدونیم

تا موقعی که کار خوب پیش میره خب بذار خوب پیش بره

اگه دلیلش رو میشه فهمید، قطعا بفهم، اما اگه نمیفهمی، پیگیر نشو هی...

همیشه حتما دونستن دقیق تمام دلایل لازم نیست

چون خیلی چیزا به ما هیچ ربطی نداره

نه بخاطر اینکه ما خنگ هستیم یا...

نه

بلکه بخاطر اینکه اون دلایل هیچ تاثیری تو زندگی ما ندارن و دونستن میلیاردها مسئله هیچ لزومی برای ادامه حیات ما نداره

ما فقط همون قدری که میدونیم رو بهش عمل کنیم

از عالی هم عالی تره

چه بسا که هر چی هم برامون لازم بوده تا کامل شدن در اختیارمون هست و بقیه چیزایی که خیلی جدی دنبالشونیم گاهی بی فایده ترین مسائل ممکن هستن

منبع : بین ستاره ایمیلیاردها پردازش، دونستن تک تکشون لازم نیست، فقط کارتو انجام بده و لذت ببر
برچسب ها : خیلی ,دسترسی ,سیستم ,نداره ,دلیل ,لازم ,دسترسی کامل ,بخاطر اینکه ,لزومی نداره ,لازم نیست ,خیلی چیزا ,هیچوقت اجازه دسترسی

بی هدفی، گم شدن فرهنگی

:: بی هدفی، گم شدن فرهنگی

شاید یکی از راه های فرهنگ سازی، تعیین اهداف باشه

چون خیلی از ماها، خیلی راحت هدفی که داشتیم رو گم میکنیم

و تو دریای قضیه غرق میشیم و خودمونو گم میکنیم

مثلا طرف اول اینستا میسازه که عکسای خشگلشو بذاره، نه لزوما خودش، عکسای قشنگش از هر جا، طبیعت یا عکسای جذاب و...

بعدا یواش یواش این تبدیل میشه به وظیفه براش که حتما باید بذاره

بعد یواش یواش اصلا جزو معذلات یا ظلات یا هر چی تو زندگیش میشه

بعدش سعی میکنه عکسای خشگلتر و بهتر بذاره که بهتر بودنشو به بقیه ثابت کنه

بعدش تا حدی پیش میره که عکسای دروغین از باکلاس بودن و... میذاره که یعنی دیگه خیلی حرفه ایه

و بعد غرق میشه تو لایک جمع کردن و بعدشم باید بقیه رو لایک کنه متقابلا و...

و بعد یه مدت کوتاه غرق غرق میشه توی دریای ندانستن و بی هدفی جایی کیلومتر ها دورتر از هدف اولیه اش

تلگرامم مثلا همینجور

اول نصب میکنی

اون موقعی که داره نصب میشه

هدفت ارتباط با دوستان و داشتن لحظات خوبه

بعد یواش یواش میری تو این کانال

اون کانال

این گروه

اون گروه

بیکاری میری تو گروه

بیکاری میری حرف زدن الکی با بقیه

اونایی که کانال یا گروه میسازن و مدیرش هستن که دیگه هیچی، زندگیشون میره پای تلگرام

تو همه چیز همینه

حتی تو بیرون رفتنمون که اولش هدفمون چیه و یواش یواش دنبال چی میریم

بنظرم

دقیقم نمیدونم شایدم اشتباه باشه

ولی بنظرم کاملا کاربردیه که آدم بشینه هدفش رو تعیین کنه

و فقط دنبال همون هدف بره و هر قت داشت به بیراهه میرفت

هدفش رو برای خودش بازگو کنه و ببینه که داره کجا میره؟

_____________________

باورت میشه لپ توپ رو روشن کردم که همینو بنویسم فقط؟

____________________

بعضیام هستن خیلی جالب فکر میکنن

میگم بریم بیرون

- غذاهاش خوبه؟ارزونه؟

بریم بیرون

- دختر مختر اونجا هست؟

بریم بیرون

- آره اونجا خوبه، پسر پولدار مولدار زیاده

- بریم بیرون

سوژه داره اونجا؟

بریم بیرون

- جایی هست بریم چیزی بخوریم اونجا؟

میگم بغیر از خوردن و آشامیدن و شهوت و این نیازهای ساده جسمی

چیز دیگه ای کلا تو ذهن تو نمیاد نه؟کلا ملاک دیگه ای نداری نه؟زیبایی، لذت، کمی آرامش موقت، باهم بودن، شادی و...

اینا اصلا برات معنی نشدن و معنی ندارن؟

بنظرم اینا نتیجه خیلی مادی فکر کردنه، اغلب هم همونایی اند که میگن آمریکا خوبه و ما میخوایم بریم آمریکا چون توی همه چی پیشرفت کرده و اونا مسلمون تر از ما هستن و کشورهای خارجی خوب اند و ایران بده و...

منم نمیگم ایرانی که الان هست خیلی فوق العاده است

ولی بحث این نگاه بیش از حد مادی و کوته بینانه است

یعنی فقط خوردن و شهوت بازی؟

همین؟

زندگیت همینه؟

زندگیت رو خلاصه میکنی تو همین؟

باز این فکر بازی داره

یکی از دوستام که میگفت کلا زندگی شهوته!!!

واقعا زندگی همینه؟

این دنیا که به اندازه کافی پوچ هست

ولی بعضیا همین دنیای پست رو هم چقدر کوته بینانه بهش نگاه میکنن

یعنی همین دنیای پست و موقتی هم که داده شده، برخی پست تر و بدتر نگاه میکنن

بخوام یکم رک باشم که شاید سخت بینانه باشه بنظر

اینجوری زندگی کردن دقیقا مصداق همون آیه است که میگه برخی از حیوانات هم پست تر اند

منبع : بین ستاره ایبی هدفی، گم شدن فرهنگی
برچسب ها : یواش ,بریم ,بیرون ,خیلی ,میشه ,عکسای ,بریم بیرون ,یواش یواش ,نگاه میکنن ,همین دنیای ,کوته بینانه

فضولی قشنگ تره یا رازآلود

:: فضولی قشنگ تره یا رازآلود

قبلا

وقتی بچه بودم

وخب تا چند وقت پیش

یه حس خاصی داشتم

دوست داشتم بدونم توی دور افتاده ترین کنج زمین چه خبره

بدونم توی تک تک سوراخ سمبه ها چه خبره

تو تک تک جاهای سوت و کور یا جاهایی که فقط برخی آدمای خاص بهش دسترسی داشتن چه خبره

خب همونجوری که میگن اگه ادم یچیزی رو خیلی بخواد بهش میرسه (چون خیلی در جهتش تلاش میکنه)

به نقای از کره زمین رسیدم که شاید فقط من بهش دسترسی داشتم و هیچکس بهشون نخواهد رسید (و خب همه تقریبا چنین لحظه هایی رو دارن و چیز خیلی خاصی نیست چون زمین خیلی بزرگه و نقاطه خاص خیلی زیادی داره)

خلاصه

غرق در این لحظات بودم

یهو

طبق شرایط

همه رو از دست دادم

رفتم دقیقا در شرایطی مقابل

کاملا جاهای خاص رو از دست دادم و جاهایی قرار گرفتم که کاملا در همه چیش همه سهیم بودن

هیچ شخصی بودنی معنی نداشت

و بعد از مدتی

الان

به این درجه رسیدم

خیلی از چیزا برام کنجکاوی خاصی برنمی انگیزند

مثلا برخی بهم میگن فلان کار رو کردم

اصلا نمیپرسم کجا

کی

چطوری

مثلا میگم چه باحال که این حس رو داشتی و اینکار رو کردی

مثل تو فیلم "آقای چرچ"

وقتی دختره حامله شد

هیچی بهش نگفت

بعد دختره پرسید تو هیچوقتی نپرسیدی چجوری حامله شدم

اونم به تیکه گفت چون میدونم یه دختر چجوری حامله میشه (کنایه از اینکه برام مهم نیست اون موقع چه اتفاقی افتاد، مهم خودتی)

واقعا هم جدیدا دارم یاد میگیرم و میخوامم که یاد بگیرم فضول نباشم (هر چند تو ویژگی ماهم نوشته کنجکاو هستیم ما)

میخوام فقط به حس اون شخص توجه کنم و همجهت بشم باهاش

اینجوری به قول معروف هر چی مرموز تر باشه جذاب تر هم هست

تازه بعد از اینکه اینجوری بودم

به این نتیجه رسیدم وقتی اینجوری باشی

اشخاص خودشون رازهاشونو برملا میکنن برات بدون اینکه بخوای

منبع : بین ستاره ایفضولی قشنگ تره یا رازآلود
برچسب ها : خیلی ,حامله ,اینکه ,اینجوری ,رسیدم ,خاصی ,چجوری حامله

نگاهی کوتاه به فیلم Toni Erdmann 2016

:: نگاهی کوتاه به فیلم Toni Erdmann 2016

تونی اردمن یه فیلم درام و اجتماعیه که به داستان بین پدر و دخترش میپردازه. داستان فیلم ازین قراره که

پدر و دختر در کنار هم نیستن و دختر تو کشورهای مختلفی بخاطر کارش زندگی میکنه، ولی حالا یا پدر دلش میخواد ببینه دخترش کجا زندگی میکنه و زندگیش چجوری میگذره، حالا بدلیل اینکه دلش برای دخترش تنگ شده یا بخاطر اینکه سگش بعد 45 سال فوت کرد و از غم مرگ سگش رفت پیش دخترش که حال و هوایی عوض کنه

خلاصه اینکه با رفتن پدر به زندگی دختر فقط و فقط اشتباه تو زندگی دختر بوجود میاره و همش و همش شوخی میکنه با همه چی

اوایل دخترش از همه چیز ناراحت میشه و رفتار پدرش رو توهینی به خودش میدونه و اصلا درک نمیکنه پدرش رو و اونو میفرسته خونه اش

اما پدرش در چهره یه شخص دیگه وارد محل کار دخترش میشه و...

در پایان هم به دختر میخواد بفهمونه زندگی همش کار و جدیت نیست و آدم باید از زندگیش لذت ببره

از اشکالات این فیلم این بود که لازم نبود انقدر این فیلم رو طولانی بسازنش و یه فیلم 2 ساعت و 40 دقیقه ای پیش رو داشته باشی که هیچ جذابیت و صحنه اکشن یا کمدی ای هم نداره که خسته ات نکنه فیلم;

و دوم اینکه نکته و مفهوم فیلم رو گذاشتن فقط توی ده دقیقه آخر نشون دادن و در طول دوساعت و نیمی که فیلم رو میبینی فقط میگی چه پدر احمقی و چه فیلم خسته کننده ای، اما ده دقیقه آخر وقتی پدر شخصیت اصلی خودش رو نشون میده و حرف دلش رو میزنه که منظور کاراش رو به دخترش میگه، با خودت میگی خب، اینهمه مزخرف بودن رفتاراش حداقل یه دلیل داشت، حداقل میتونم بگم اینهمه وقتم رو تلف نکردم.

بنظر شخصی من میتونست این منظورش رو در غالبی جذاب تر به بیننده برسونه و میتونست مدت زمان فیلم رو کمتر کنه و این زمان برای این فیلم لزومی نداشت.

این فیلم ساخته سال 2016 است و نامزد اسکار هم شده بعلاوه اینکه زبان فیلم کامل انگلیسی نیست و با زبان آلمانی بیشتر بین شخصیت ها در طول فیلم صحبت میشه.

منبع : بین ستاره اینگاهی کوتاه به فیلم Toni Erdmann 2016
برچسب ها : فیلم ,دخترش ,اینکه ,زندگی ,دختر ,دقیقه ,زندگی دختر

اسم جدید "اینتراستلار"

:: اسم جدید "اینتراستلار"

چه خوبه وقتی میخوای یه اسمی رو برای وبت انتخاب کنی، اون اسم آزاده و براحتی انتخابش میکنی :)

اسم جدید رو بخاطر علاقه ام به فیلمی به همین نام گذاشتم

بخاطر اینم اون فیلم رو دوست دارم که معانی بسیار زیادی رو میشه از توش فهمید و فیلم مفهومی فوق العاده ای بوت

منبع : بین ستاره ایاسم جدید "اینتراستلار"
برچسب ها :

نگاه کوتاهی به فیلم Bleeding Heart 2015

:: نگاه کوتاهی به فیلم Bleeding Heart 2015

راستش من اصلا آدمی نیستم که حوصلم بکشه بشینم ژانر درام رو دو سه ساعت نگاه کنم

تنها دلیلی که این فیلم نظرم و جلب کرد و باعث شد دانلودش کنم و علاوه بر اون توی انبار فیلمای دانلود شده و دیده نشده ام نره و بشیم ببینمش این بود که از یکی از بازیگراش خوشم اومد، از قیافه اش، یعنی قیافه اش به دلم نشست دیگه...

ولی وقتی فیلم رو دیدم، واقعا از فیلم لذت بردم

داستان کوتاه فیلم اینه که:

یه دختری میفهمی از مادرش و یه پدر دیگه (تو خارج یه زن از چندتا مرد حامله شده باشه ننگی نیست) که حالا قبلا شوهرش بوده یا نه دیگه مشخص نشد، یه دختر دیگه داشته

یعنی یه خواهر داره این دختره داستان ما

در اصطلاح بهش میگن "خواهر خونی یا همخون و همچین چیزایی"

رفت دنبالش و پیداش کرد

این خواهرش یه دوست پسر داشت که باهاش زندگی میکرد

بدلایلی که نمیشه گفت اینجا، پسره این دختره رو اذیت میکرد

دختره گفت تو خواهر منی، بیا بریم، اینو ولشکن، بیا بریم باهم باشیم و...

اون خواهر میگفت نمیشه و این دوست پسر دیوونه است و...

و فیلم حول و حوش همین اتفاقات رقم میخوره و بسی زیباست.

چیزی که تو این فیلم خیلی نظرم رو جلب کرد طرز صحبت کردن این دوتا با هم بود، شاید همیشه دخترا همینجوری حرف میزنن با هم، شاید همیشه خواهرا با هم همینن، ولی خب من تا حالا ندیده بودم و تو هیچ فیلمی به این نحو به نمایش گذاشته نشده بود

طرز صحبت کردنشون کااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااملا رک بود

در کمال احترام، در کمال دوست داشتن همدیگه، در کمال صداقت، در کمال حجب و حیا و خجالت، ولی کاملا رک

یه سوالی که داشت، مستقیم ازش میپرسید

نمیگفت بعدا میپرسم، یجور دیگه میپرسم، از فلانی میپرسم، الان نه، یا رفتار نامناسبی نمیکرد

مستقیم ازش میپرسید، درسته یکم سخت بود

ولی بنظرم مکالمه های بین این دوخواهر خیلی زیبا بود

نه اینکه کلمات زیبایی استفاده شه

اینکه انقدر خوب باهم حرف میزدن

خیلی خیلی حس خوبی بهم داد

و منم با افتخار و صددرصد تصمیم گرفتم با افراد اطرافم همینجوری حرف بزنم و برخورد کنم، چون بنظرم واقعا زیباست

دیگه نمیدونم در توضیح فیلم چی باید بگم، داستانشه و نامش دیگه، سبکش هم که گفتم

سوالی بود بپرسید توضیح بدم در موردش

منبع : بین ستاره اینگاه کوتاهی به فیلم Bleeding Heart 2015
برچسب ها : فیلم ,کمال ,خواهر ,خیلی ,میپرسم، ,دوست ,شاید همیشه

پرحرفی و نیش زدن

:: پرحرفی و نیش زدن

میدونی

نگاه کردن به خودت

اونم از نگاه بیرون

خیلی کمک میکنه

در واقع بخاطر همینه که مربی ها همیشه کنار حتی بهترین ورزشکار های دنیا قرار میگیرن

من خب خیلی سخت یسری چیزا رو میفهمیدم

مثلا میدونستم برخی از بعضی اخلاقام مثلا گاهی پرحرفی هام شاکی میشن

ولی نمیدونستم چرا، میگفتم خب نشستیم و بحث میکنیم دیگه، اینم حرفه دیگه

و هیچوقت دلیلی نتونستم پیدا کنم که خب چرا؟

یا مثلا تیکه انداختنم

خردادی ها

تند ترین و نیشدار ترین زبون دنیا رو دارن

طبیعی هم هست، چون بهتر از هر کسی بقیه رو میشناسن و بهتر هم میتونن تیکه بندازن بهش

ولی من اینو توجیح میکنم، ما هیچوقت تا با کسی صمیمی نشیم و ندونیم اون جنبه اش رو داره یا نه با کسی شوخی نمیکنیم

یعنی وقتی یه خردادی یه تیکه نیشدار انداخت

میتونید از دوتا نتیجه گیری خوشحال بشین، یکی اینکه خیلی باهاتون صمیمی شده، دوم اینکه شما رو در این حد باجنبه و در حد خودش دیده

ولی خب تیکه است و واقعا هم نیش داره و به طرف برمیخوره

ولی خب

بازم اینو توجیح میکنم

با این مسئله که اگر خرداد ماهی چنین کاری کرد

حتما و حتما بخاطر اینه که اونطرف رو دوست داره و میخواد با این حرف زشتی قضیه رو به طرف نشون بده و بهش بفهمونه که کارش رو عوض کنه، چون تحریک شدن احساسات خیلی سریعتر باعث واکنش میشه تا تحریک شدن مغز و عقل و درک

اما

با نگاه کوتاهی به مادر جان

به نکات ریزی پی بردم

مثلا مامانم یهو میشینه یکی رو خورد میکنه، در عرصه خورد کردن آدم ها، فروردینی ها فوق العاده اند، یجوری خورد و نابود میکنن که دومی نداره

بعد نشستم گفتم خب مامانم اینو با صحبت عادی یا با مهربونی بگه خیلی تاثیر بهتری داره، خیلی بهتر هم جواب میگیره تا اینکه با ناراحتی بیانش کنه

بنابراین گفتم خب منم همینم، همیشه با بدترین تیکه ها به طرفم بدیش رو میفهمونم

پس

زین پس تصمیم گرفتم اول در خفا و فقط و فقط با خود اون شخص اون قضیه رو مطرح کنم و اونم کاملا صمیمی و کاملا صادقانه، اگر جواب نداد یکی دوبار هم بعدا ها تیکه های مختلف میندازم تا از جهات مختلف هم به زشتی کارش پی ببره

اگر متوجه نشد خب دیگه هیچی، رهاش میکنم و به خدا میسپرمش...

در مورد پرحرفی

خالم رو داشتم نگاهش میکردم

اونم خردادی

فوتسال کار میکنه

هر جا میشینه

تو هر مجلسی از جمع خالگان محترمه

شروع میکنه از تعریف در مورد فوتسال

ما دوست داریم

ولی خب انقدر هیجان انگیز نیست که همه جمع رو درگیر کنه و بنابراین بعد از مدت کوتاهی کسل کننده میشه، چون خودش میشه متکلم وحده

بهتره در جریان صحبت ها و در جریان مسائلی که در حال حاضر در موردش صحبت میشه پیش رفت

اونم ازین جهت که همه درگیر باشن و همه حسش رو دارن

نه بخاطر اینکه همرنگ جماعت باشی

خلاق بودن همیشه بهترینه و نباید با همرنگ جماعت بودن نابودش کرد...

منبع : بین ستاره ایپرحرفی و نیش زدن
برچسب ها : خیلی ,تیکه ,مثلا ,اینکه ,اونم ,میشه ,همرنگ جماعت ,اینو توجیح

مطلب 751

:: مطلب 751

میدونی

نمیدونم این واقعیته یا نه

ولی چیزیه که با شواهدی که من میبینم اصلا تفاوتی نداره

نه حتی کوچکترین تفاوتی

مردم فقط و فقط در صورتی که بهت نیاز داشته باشن بهت سر میزنن

دوحالت داره این قضیه

یا بهت نیاز دارن

یا نیازی بهت ندارن، منتهی انقدر حوصلشون سر رفته و چیزی ندارن میان برای تنوع پیش تو

نمیدونم اینجوری باید باشه، اینجوری بوده و هست و خواهد بود، اینجوری حالت طبییعیشه و...

ولی بنظرم

فقط در دوحالت باید به کسی سر بزنی

فقط بخاطر اینکه دوستش داری و تو دلت جایی داره

بخاطر اینکه کاری داشته باشی

شاید بشه گفت اون اولی کاملا حذف شده

فکر نکنم تو این زمونه کسی بخاطر کسی بهش سر بزنه

البته نکه کلا نباشه

هست

خیلی کم

منبع : بین ستاره ایمطلب 751
برچسب ها : اینجوری ,بخاطر اینکه

مطلب 761

:: مطلب 761

چرا وجود رمز و راز همیشه ما رو کنجکاو میکنه؟

چرا از نظر ما بوی گل خوبه؟

چرا یه آهنگ از نظر ما قشنگه و یکی دیگه نه؟

چرا همه چی از قبل تعیین شده و خیلی چیزا رو نمیدونیم؟

من وقتی میفهمم اینجوری دست نشانده ای صرف هستم بدم میاد یجورایی

منبع : بین ستاره ایمطلب 761
برچسب ها :

ایمان بهش

:: ایمان بهش

ایمان داشتن به خدا خیلی مهمه

اینکه واقعا بهش ایمان داشته باشی

ایمان داشتن معنیش هیچوقت و هیچوقت و هیچوقت این نیست که نماز بخونی

اینکه روزه بگیری

حتی معنیش این نیست که همیشه راست بگی

ایمان داشتن شاید اصلا معنی نداره

ایمان داشتن یعنی ایمان داشته باش

تا حالا به کسی ایمان داشتی؟

فکر نکنم ما تا حالا به کسی ایمانی داشته بوده باشیم!!!

ایمان

یعنی دلیل

مدرک

یا استدلال و استنتاجی وجود نداره

اما مطمئنی

ایمان داری

که اون میتونه

میگی من مطمئنم اون میتونه

بدون هیییییییییییییییییییییییییییییییییییییچ استدلالی

ایمان داشتن خیلی زیباست

اما خب مطمئنا اولین سوال اینه که به آدما خیلی سخت میشه ایمان آورد

اما به خدا...

خدا تنها کسیه که کاملا میشه بهش ایمان داشت

خدا که هست

ما هم که هستیم

فقط باید بهش ایمان داشته باشیم

فقط باید این ایمانه باشه

اگه تو رو توی راهی قرار میده

نگو من هدفم اونه

توی راهی که قرار گرفتی شروع کن به حرکت

بذار اون ببره همون طرفی که میخواد

مطمئن باش اون هدفی که تو میخوای رو هم نادیده نمیگیره

فقط توی راهی که هستی بهترین باش

قطعا اون کسی که نقشه رو داره بهتر میدونه چیکار کنه

راهی که اون بلده خیلی راه بهتر و راحتتر از راهیه که خودت میخوای بری

فقط از مسیر لذت ببر

البته اینکه ادم نمیدونه خدا واسه آدم چی پیش بینی کرده دیوونه کننده است

منبع : بین ستاره ایایمان بهش
برچسب ها : ایمان ,داشته ,خیلی ,راهی ,اینکه ,هیچوقت ,ایمان داشتن ,ایمان داشته

احساسات دلایلی محکم تر از اسناد

:: احساسات دلایلی محکم تر از اسناد

آدما

حتی خود من

خیلی کم همو درک میکنیم

شاید بهتره بشه گفت اصلا همو درک نمیکنیم

آدم گاهی باید بخاطر رفیقش

بخاطر خانواده اش

بخاطر رئیسش

بخاطر همکارش

بخاطر هر کی که به نحوی

روی کاغذ

در حقش حقوقی داره

باید بخاطرشون کمی لطف کنه و از خودش مایه بذاره

دقیقا لزومی نداره طرف مقابل رو درک کنید

دقیقا لازم نیست بفهمی چرا اونکار رو میکنه

دقیقا لازم نیست دلیل بیاره برای چی

دقیقا لازم نیست بگه چرا

دقیقا لازم نیست هزارتا دلیل بیاره، هزارتا منفعت برای تو داشته باشه

تا کاری برای کسی بکنی

گاهی وقتی کسی کاری میکنه

ازش حمایت کن

پشتش باش

لزومی نداره حتما تمام دلایل رو بدونی

همینکه ضرری آنچنانی برات نداره، و همین لطف رو میتونی در حقش بکنی بدون اینکه حتما دلیل ازش بخوای

خیلی خوبه

گاهی شاید دوستت بگه بیا ماشین بازی کنیم

خب برو باهاش ماشین بازی کن

لازم نیست تحقیرش کنی

لازم نیست دلیلش رو بدونی

میشه گفت تو هیچوقت نمیتونی حس اونو 100 درصد درک کنی

در واقع این اصلا دلیل و مدرک و ادله و... نیست

حسه

حس

بخاطر همین طرف شاید نتونه توضیح بده

خب شایدم حسش خیلی بچگونه و خام باشه

لزومی هم نداره تحقیرش کنی

بذار انجام بده

بذار توی همون حس پخته بشه

پخته و با تجربه

و پیشرفت کنه

گاهی اصلا لازم نیست حتما دلیلی بیاره برای کارش

حس

بالاتر از مدرکه

احساسات گذشتگان ما الان مدارک ما هستن و احساسات الان ما قطعا مدارکی برای آیندگان

احساسات واقعی ما، بهمون هیچوقت دروغ نمیگه

چون ما در درونمون چیزی داریم که هنوز کشفش نکردیم

دلی از احساساتی که اصلا نمیدونیم منشعشون کجاست و چگونه و چرا بوجود میان

ولی در آینده خواهیم فهمید حس خوب یا بد یا هر حسی که به چیزی داشتیم کاملا عقلانی بوده، حتی خیلی عقلانی تر از اون چیزی که ما فکر میکنیم هستیم

منبع : بین ستاره ایاحساسات دلایلی محکم تر از اسناد
برچسب ها : لازم ,بخاطر ,دقیقا ,احساسات ,دلیل ,گاهی ,لازم نیست ,دقیقا لازم ,بیاره برای ,لزومی نداره

نگاه کوتاه به فیلم Warior 2011

:: نگاه کوتاه به فیلم Warior 2011

خیلی خیلی سخت دیگه فیلمی به دلم میشینه

یجورایی ازینکه دیگه تو دنیای فیلم بتونم غرق بشم دارم ناامید میشم

انگار فیلم دیدن هم داره از سرگرمی هام دور میشه

چندروز پیش با دوستم تو محل... نشسته بودیم داشتیم فیلم میدیدیم

5 دقیقه اول فیلم بود

گفتم خب دیگه کار زنه به مرده میوفته و باهم تو دردسر میوفتن و آخر فیلم هم دوباره برمیگردن سر خونه زندگی با هم

داشته بچه رو نشون میداد

گفتم اینم الان میدزدن

دقیقا همون موقع دزد اومد بچه رو دزدید، بدون حتی ثانیه ای گذشتن از حرف من

یجورایی دیگه کلا تکراری و خسته کننده دارن میشن واسم، قابل پیش بینی

دیگه از سطح یه بیننده صرف، بالاتر رفتم بنظرم، به قول معروف دیگه واسه خودم نظریه پردازی هستم در این زمینه

اما فیلم

این فیلم به واسطه احساساتی که بین بازیگراش جریان داشت منو درگیر کرد

مخصوصا اینکه داشتم از نقش های یک نوع "تام هاردی" دیگه خسته میشدم

اون اولا دوستش داشتم، ولی دیگه از سبک تکراری بازی کردنش خسته شدم، دیگه خیلی یه نوع خاصی بازی میکنن بعضیا، مثلا ویل اسمیت هم تو خیلی فیلماش تکراری کار کرده و رفتاراش کاملا تکراری هستن و گاهی حواس آدمو میبرن پیش نقش های قبلی و حتی پیش خود بازیگر و از نقشی که در حال حاضر توش هست آدمو دور میکنن و نمیشه ارتباط خوبی برقرار کرد، ولی خب ویل اسمیت بنظرم خیلی خوب میتونه تو نقش جدید فرو بره، خیلی خوب

اما داستان فیلم

داستان فیلم در مورد شخصیه که بعد از سالها پیش پدرش برمیگرده و میخواد که مربیش باشه تا توی بزرگترین مسابقات رزمی شرکت کنه، اما هدفش اینه پول زیاد این مسابقه به بده به همسر دوستش که توی جنگ باهاش بوده و کشته شده و...

ازونور داداشش هم بعلت پول نداشتن یجورایی وارد اومدن به سمت این مسابقات میشه

این در صورتیه که این پدر و دو پسر اصلا ارتباطی باهم داشتن و سالهاست از هم بی خبرن

حالا اصلا نمیخوام فیلم رو بررسی کنم چون حس نوشتنش نیست، میخوام حس خودم رو بگم چون حس نوشتنش هست

قانع کننده بود؟

فیلم جداشدن و اینکه اینا سعی میکنن پیش هم برگردن رو در طی این داستان کلی فیلم نشون میده و جوری داستان رو پیش میبره که تقصیر هر سه اینا بوده و هیچکدوم تو این داستان مظلوم نبوده

مثلا پدر خانواده مست بوده و هرزه بوده و خانواده رو ول کرده و...

پسر بزرگتر (دقیقا تو چه موقعیتی بوده معلوم نیست) پدر و دوست دخترش رو انتخاب کرده و از خانوادشون جدا شدن، از طرفی پدر هیچوقت مربی این پسر بزرگتر نشده که اونو یه مبارز حرفه ای بکنه و بعدا ها این پدر و پسر بزرگتر از هم جدا میشن ولی نزدیک هم زندگی میکنن و پسر بزرگتر هم با دوست دختر ازدواج و دوتا بچه و زندگی و...

اما پسر کوچکتر گذشته که الان سالها گذشته و تام هاردی هست الان

با مادرش بوده، مادرش یه بیماری داشته و میمیره اینم میره تو نیرو دریایی و... حالام برگشته پیش پدرش که مربیش باشه و توی مبارزات شرکت کنه و....

این برام جالب بود که بنظرم کارگردان جوری داستان رو پیش میبره که نشون بده هر سه اینا گناهکار بودن تو قضیه جدایی خانواده از هم و نه هیچکدوم کمتر و نه هیچکدوم بیشتر

همونقدر که سعی میکنه و موفق هم هست که هر کدوم رو گناهکار نشون بده

همونقدر هم سعی میکنه که هر سه رو مظلوم نشون بده، مثلا پسر کوچیکه تو جنگ سختی کشیده، پسر بزرگه داره خونشو از دست میده و ورشکست میشه و پدر هم که خانوادش رو از دست داده و پشیمونه و...

بنظرم اینکه سعی میکنه همه رو مساوی پیش ببره و موفق هم هست

اما پایان فیلم چیزی که نشون میده اینه که

پدر فیلم گناهکار اصلی بوده، چون در پایان دوپسر زیاد توجهی به باباشون نمیکنن و داستان اصلی بین خودشونه

و با توجه به اینکه پسر بزرگه رو پرتلاش تر و مظلوم تر نشون میده و خب تو مبارزه پایانی هم که این دو روبه روی هم قرار میگیرن پسر بزرگه میبره (اینجا فیلم میخواد بگه به پدرش هم نشون میده که مبارز بهتریه از داداش کوچیکه و پدرش بهش ایمان نداشته)

همه اینا نشون میدن داداش بزرگه خوبه داستان بوده که کلی تلاش کرده برای زندگی و...

داداش کوچیکه مظلومه داستان و کسی که سختی زیادی کشیده تو بچگی و زندگی و...

پدر هم که قبلا مزخرف ترین آدم روی زمین بوده که الان کلی پشیمونه واسه خودش...

مظلوم نشان دادن این سه، حق داشتن هر سه شون و گناه کار بودن هر سه شون که اصلا نمیشه گفت کی بهتره و کی بدتر رو دوست داشتم

اینجوری با قضاوت بیننده بازی میکنه و تا آخر فیلم ذهن بیننده رو درگیر نگه میداره و تا آخر اونو مشتاق این نگه میداره که دنبال لحظه ای بگرده تا بتونه مدرکی علیه اون یکی بیاره و بگه اها بالاخره فهمیدم کی مقصر بوده

اما فیلم چنین اجازه ای رو به بیننده نمیده و باعث میشه تا آخر فیلم رو مشتاقانه ببینی بدونه اینکه بفهمی چجوری این دو ساعت گذشت

فیلم زیبایی بود

منبع : بین ستاره اینگاه کوتاه به فیلم Warior 2011
برچسب ها : فیلم ,داستان ,بوده ,نشون ,خیلی ,اینکه ,نشون میده ,داداش کوچیکه ,جوری داستان ,داستان فیلم ,مربیش باشه

گرانش و کنترل بُعد زمان (مکالمات منو مامانم!!!)

:: گرانش و کنترل بُعد زمان (مکالمات منو مامانم!!!)

- ببین مامان...

- بله بگو

- وقتی سرعت ما به سرعت نور برسه

- خب؟

- زمان برامون ثابت میشه و دیگه جلو نمیره

- یعنی چی؟

یعنی وقتی با سرعت نور حرکت کنی، سیصد هزارکیلومتر بر ساعت، خب؟

- خب؟

- دیگه زمان برات حرکت نمیکنه، دیگه ساعت جلو نمیره برات

- خب

- حالا اگر بتونی سرعتی ما فوق سرعت نور بری، زمان برات برمیگرده به عقب، یعنی مثلا پیر باشی جوون میشی

- من اصلا این چیزا رو نمیدونستم

- خب میدونم نمیدونستی، برا همینم دارم بهت توضیح میدم

- خب؟

- خب این خیلی خوبه دیگه؟ ولی یه مشکلی این وسط هست

- چی؟

- اگه ما به سرعت نور برسیم، به انرژی تبدیل میشیم، یعنی جسممون از هم پاشیده میشه، در واقع میترکیم، بنابراین برای اینکار باید به انرژی تبدیل بشیم و دوباره برگردیم و به حالت جسمی تبدیل بشیم

- خب اینکه نمیشه

- خب آره دیگه نمیشه

- خب این الان یه مشکله این وسط

- نه این مشکل نیست، این کلا یه مانعه، چون کلا نمیتونیم چنین کاری کنیم

- داری با من در مورد یچیزی حرف میزنی که اصلا نمیشه...

- خب صبر کن دارم توضیح میدم

- خب چرت و پرته دیگه، اینکه اصلا نمیشه

- :/      دارم توضیح میدم خب

- نمیخواد، این ببین "خانم توانا" رو آورده تو این سریال، بذار ببینم چی میگه

- :////////////////////

یعنی دارم در مورد مسائل عمیق علمی صحبت میکنم، میگه این سریاله بچشون فلانه فیساله

بعد میگن چرا میگی اینجوریه

ادامه حرفم رو اینجا مینویسم، شاید یکی خوند و یکم فهمید و باهم در موردش صحبت کردیم

خب ازونجایی که من قبلا گفتم، لازم نیست ما حتما به بی نهایت برسیم، بلکه میتونیم قدم فراتر از بی نهایت برداریم

با چیزی که الان اسمش رو گذاشتن سیاه چاله

سیاه چاله ها رو یه توضیح کوچولو بدم

روی کاغذ دوتا نقطه بکشین، یکی اینور صفحه، یکی اونور صفحه

فاصله این دوتا نقطه از هم میشه میلیاردها میلیارد ها سال

حالا کاغذ رو خم کنید

فاصله دو نقطه کمتر از یکسال هم شاید بشه و حتی کمتر از چندثانیه

سیاه چال ها در فضا دقیقا چنین حکمی دارن

حالا اگر شما در اونور هستی، روی گرانش یک سیاره قرار بگیرین که گرانش خاص خودش رو داشته باشه که البته بالا و زیاد هم هست

بر اساس نسبیت عام شدت میدان گرانشی نرخ گذر زمان را کاهش می‌دهد.

زمان برای شما خیلی کوتاه تر میشه

یعنی اگر شما در روی گرانش یک سیاره باشین و یک ساعت بگذره

برای ما روی زمین حدود 7 سال و شاید چندین دهه یا حتی چندین صده بگذره

یعنی یه گردش شما به دور یه سیاه چاله که شاید کمتر از 2 دقیقه انجام بشه، ممکنه برای ما که روی زمین هستیم حدود 100 صدسال بگذره

گرانش میتونه در طول زمان عبور کنه و از زمان بگذره

همونجوری که ما میتونیم مسافت رو زیر پامون بذاریم و هر جایی از مسافت که دلمون خواست بریم و اونو طی کنیم

گرانش هم میتونه زمان رو زیر پاش بذاره و هر جایی دلش خواست بره و اونو طی کنه

حالا اگر ما بر زمان غلبه کنیم چی

یعنی بواسط گرانش دیگه لازم نباشه به سرعتی مشابه سرعت نور برسیم تا زمان رو نگه داریم

بلکه سوار بر گرانش بشیم (به هر نحوی حالا) و زمان رو طی کنیم

اینجوری زمان دیگه برای ما گذرا نیست

اینجوری دیگه متعلق به زمان خاصی نیستیم

و جالبتر و جالبتر اینکه چون وابسته به زمان نیستیم دیگه هم نمیتونیم روی زمان خاصی تاثیر بذاریم

خیلی جالبه

فوق العاده جالبه

دقیقا اتفاقی که برای ما در حالت مرگ رخ میده همینه

به روح تبدیل میشیم و وارد جایی میشیم که زمان دیگه اونجا خارج از کنترل نیست

زمان به عنوان یک بعد مطرح میشه برامون

و میتونیم در طول زمان حرکت کنیم

و بخاطر همین برخی ارواح نمیتونن در بعد ما تاثیری داشته باشن

حتما سوال برات پیش میاد که پس چجوری ارواح برخا روی ما تاثیری میذارن

بالاتر جوابش رو دادم

بوسیله گرانش، گرانش میتونه در طول زمان حرکت کنه

شاید خیلی مسائل دیگه باشن که میتونن زمان رو طی کنن

قطعا هستن

و ما نمیشناسیمشون

ما فکر میکردیم دنیا فقط مایع و جامد و گازه و حالتی غیر از این امکان نداره در صورتی که حالت امولوسیون هم وجود داره ولی ما نمیشناختیمش و خیلی حالت های دیگه که تازه دارن کشف میشن

حالا اگر ما بتونیم به بعد زمان غلبه کنیم چی؟

اگر مسائلی که بر بعد زمان غلبه میکنن رو کشف کنیم (که البته فکر نکنم بتونیم چنین کاری کنیم، چون خلقت خدا و... دچار مشکل میشه، پس قرار نیست ما به اونا دسترسی پیدا کنیم)

خب پس برای چی قراره بدونیم وقتی قرار نیست بهش دسترسی پیدا کنیم؟

شاید برای اینه که بهتر ایمان بیاریم و بفهمیم خدا میتونه چنین کارایی بکنه و حرفایی که میزنه نه تنها معجزه نیست بلکه کاملا منطقیه منطقیه

یعنی به بعد بعدی برسیم

از بعد مکان فراتر بریم

حالا الان دقیق نمیدونیم چندتا بعد هستیم

اما به بعدی فراتر دست پیدا میکنیم در اون صورت

بعد زمان

و میتونیم اونو کنترل کنیم

در واقع ما سه بعد مکانی داریم

نقاشی هامون دو بعدی اند ولی خودمون و فضای اطرافمون که عمق داره میشه سه بعد

حالا زمان میشه بعد بعدی

و میشه بعد چهارم

در اون صورت میتونیم به هر زمانی بریم

خب اگر اینجوری باشه میتونیم بریم به هفت سالگی خودمون

پس اگر قرار باشه به چنین چیزی دست پیدا کنیم، حتما انسان های آینده به گذشته میان

اگر الان انسان های آینده به گذشته اومده باشن چی؟

یا ما انسان های آینده هستیم

یا ما بعد ثابتی هستیم که هستیم

مثل کمدی که توی اتاق هست

شما هر زمانی که بیای هست

یعنی منم هستم

توی این زمان

در این مکان تثبیت شده ام

اینجوری یعنی داری یه مسیری رو طی میکنی که تعیین شده است و کاملا ثابته

و اینجاست که خدا میگه من همه چیز رو میدونم، چون همه چیز براش تعیین شده است و همه چیز رو میبینه، نه اینکه اینده بین باشه، این از لحاظ علمی کاملا تعیین شده است

اما خب انسان قرار نیست به این قضیه دست پیدا کنه

پس خدا کاملا به همه چیز احاطه داره

نه از روی آیات قرآن

بلکه از روی اثبات زمان و فضا

اونا کسانی هستن که میتونن به زمان غلبه کنن

و با غلبه به زمان

میتونن به هر زمانی سفر کنن

و از کجا معلوم ما زمانی طی شده نباشیم؟

نیستیم، چون انسان قرار نیست به این بُعد دست پیدا کنه

ولی اونا دست پیدا کردن و براحتی در بعد زمان ما حرکت میکنن، در آینده و گذشته ما

ما دسترسیمون به حدی خواهد بود که فقط میتونیم زمان رو دیرتر برای خودمون بگذرونیم، اونم با استفاده از گرانش

حتی با این قضیه اون مسئله که خدا میگه اگر یک روز از زندگی نسل انسان باقی مونده باشه اون روز رو انقدر طولانی میکنم تا حضرت ولیعصر ظهور کنه، این مسئله هم قابل توضیحه، خدا با دستکاری گرانش براحتی میتونه چنین کاری رو انجام بده که کاملا علمیه

خیلی خیلی بحث عمیق و پیچیده ایه و از صمیم قلبم آرزو میکنم یه دانشمندی چیزی در عرصه هوا فضا پیدا کنم در این عرصه باهاش صحبت کنم

خیلی دنبال کسی هستم در این مورد باهاش صحبت کنم و حرفامو بفهمه

اگر کسی رو میشناسید، یا منو به اون یا اونو بمن معرفی کنید

منبع : بین ستاره ایگرانش و کنترل بُعد زمان (مکالمات منو مامانم!!!)
برچسب ها : زمان ,گرانش ,یعنی ,کنیم ,پیدا ,خیلی ,قرار نیست ,زمان غلبه ,توضیح میدم ,چنین کاری ,سیاه چاله

گرانش و کنترل بُعد زمان (مکالمات منو مامانم!!!)

:: گرانش و کنترل بُعد زمان (مکالمات منو مامانم!!!)

- ببین مامان...

- بله بگو

- وقتی سرعت ما به سرعت نور برسه

- خب؟

- زمان برامون ثابت میشه و دیگه جلو نمیره

- یعنی چی؟

یعنی وقتی با سرعت نور حرکت کنی، سیصد هزارکیلومتر بر ساعت، خب؟

- خب؟

- دیگه زمان برات حرکت نمیکنه، دیگه ساعت جلو نمیره برات

- خب

- حالا اگر بتونی سرعتی ما فوق سرعت نور بری، زمان برات برمیگرده به عقب، یعنی مثلا پیر باشی جوون میشی

- من اصلا این چیزا رو نمیدونستم

- خب میدونم نمیدونستی، برا همینم دارم بهت توضیح میدم

- خب؟

- خب این خیلی خوبه دیگه؟ ولی یه مشکلی این وسط هست

- چی؟

- اگه ما به سرعت نور برسیم، به انرژی تبدیل میشیم، یعنی جسممون از هم پاشیده میشه، در واقع میترکیم، بنابراین برای اینکار باید به انرژی تبدیل بشیم و دوباره برگردیم و به حالت جسمی تبدیل بشیم

- خب اینکه نمیشه

- خب آره دیگه نمیشه

- خب این الان یه مشکله این وسط

- نه این مشکل نیست، این کلا یه مانعه، چون کلا نمیتونیم چنین کاری کنیم

- داری با من در مورد یچیزی حرف میزنی که اصلا نمیشه...

- خب صبر کن دارم توضیح میدم

- خب چرت و پرته دیگه، اینکه اصلا نمیشه

- :/      دارم توضیح میدم خب

- نمیخواد، این ببین "خانم توانا" رو آورده تو این سریال، بذار ببینم چی میگه

- :////////////////////

یعنی دارم در مورد مسائل عمیق علمی صحبت میکنم، میگه این سریاله بچشون فلانه فیساله

بعد میگن چرا میگی اینجوریه

ادامه حرفم رو اینجا مینویسم، شاید یکی خوند و یکم فهمید و باهم در موردش صحبت کردیم

خب ازونجایی که من قبلا گفتم، لازم نیست ما حتما به بی نهایت برسیم، بلکه میتونیم قدم فراتر از بی نهایت برداریم

با چیزی که الان اسمش رو گذاشتن سیاه چاله

سیاه چاله ها رو یه توضیح کوچولو بدم

روی کاغذ دوتا نقطه بکشین، یکی اینور صفحه، یکی اونور صفحه

فاصله این دوتا نقطه از هم میشه میلیاردها میلیارد ها سال

حالا کاغذ رو خم کنید

فاصله دو نقطه کمتر از یکسال هم شاید بشه و حتی کمتر از چندثانیه

سیاه چال ها در فضا دقیقا چنین حکمی دارن

حالا اگر شما در اونور هستی، روی گرانش یک سیاره قرار بگیرین که گرانش خاص خودش رو داشته باشه که البته بالا و زیاد هم هست

بر اساس نسبیت عام شدت میدان گرانشی نرخ گذر زمان را کاهش می‌دهد.

زمان برای شما خیلی کوتاه تر میشه

یعنی اگر شما در روی گرانش یک سیاره باشین و یک ساعت بگذره

برای ما روی زمین حدود 7 سال و شاید چندین دهه یا حتی چندین صده بگذره

یعنی یه گردش شما به دور یه سیاه چاله که شاید کمتر از 2 دقیقه انجام بشه، ممکنه برای ما که روی زمین هستیم حدود 100 صدسال بگذره

گرانش میتونه در طول زمان عبور کنه و از زمان بگذره

همونجوری که ما میتونیم مسافت رو زیر پامون بذاریم و هر جایی از مسافت که دلمون خواست بریم و اونو طی کنیم

گرانش هم میتونه زمان رو زیر پاش بذاره و هر جایی دلش خواست بره و اونو طی کنه

حالا اگر ما بر زمان غلبه کنیم چی

یعنی بواسط گرانش دیگه لازم نباشه به سرعتی مشابه سرعت نور برسیم تا زمان رو نگه داریم

بلکه سوار بر گرانش بشیم (به هر نحوی حالا) و زمان رو طی کنیم

اینجوری زمان دیگه برای ما گذرا نیست

اینجوری دیگه متعلق به زمان خاصی نیستیم

و جالبتر و جالبتر اینکه چون وابسته به زمان نیستیم دیگه هم نمیتونیم روی زمان خاصی تاثیر بذاریم

خیلی جالبه

فوق العاده جالبه

دقیقا اتفاقی که برای ما در حالت مرگ رخ میده همینه

به روح تبدیل میشیم و وارد جایی میشیم که زمان دیگه اونجا خارج از کنترل نیست

زمان به عنوان یک بعد مطرح میشه برامون

و میتونیم در طول زمان حرکت کنیم

و بخاطر همین برخی ارواح نمیتونن در بعد ما تاثیری داشته باشن

حتما سوال برات پیش میاد که پس چجوری ارواح برخا روی ما تاثیری میذارن

بالاتر جوابش رو دادم

بوسیله گرانش، گرانش میتونه در طول زمان حرکت کنه

شاید خیلی مسائل دیگه باشن که میتونن زمان رو طی کنن

قطعا هستن

و ما نمیشناسیمشون

ما فکر میکردیم دنیا فقط مایع و جامد و گازه و حالتی غیر از این امکان نداره در صورتی که حالت امولوسیون هم وجود داره ولی ما نمیشناختیمش و خیلی حالت های دیگه که تازه دارن کشف میشن

حالا اگر ما بتونیم به بعد زمان غلبه کنیم چی؟

اگر مسائلی که بر بعد زمان غلبه میکنن رو کشف کنیم (که البته فکر نکنم بتونیم چنین کاری کنیم، چون خلقت خدا و... دچار مشکل میشه، پس قرار نیست ما به اونا دسترسی پیدا کنیم)

خب پس برای چی قراره بدونیم وقتی قرار نیست بهش دسترسی پیدا کنیم؟

شاید برای اینه که بهتر ایمان بیاریم و بفهمیم خدا میتونه چنین کارایی بکنه و حرفایی که میزنه نه تنها معجزه نیست بلکه کاملا منطقیه منطقیه

یعنی به بعد بعدی برسیم

از بعد مکان فراتر بریم

حالا الان دقیق نمیدونیم چندتا بعد هستیم

اما به بعدی فراتر دست پیدا میکنیم در اون صورت

بعد زمان

و میتونیم اونو کنترل کنیم

در واقع ما سه بعد مکانی داریم

نقاشی هامون دو بعدی اند ولی خودمون و فضای اطرافمون که عمق داره میشه سه بعد

حالا زمان میشه بعد بعدی

و میشه بعد چهارم

در اون صورت میتونیم به هر زمانی بریم

خب اگر اینجوری باشه میتونیم بریم به هفت سالگی خودمون

پس اگر قرار باشه به چنین چیزی دست پیدا کنیم، حتما انسان های آینده به گذشته میان

اگر الان انسان های آینده به گذشته اومده باشن چی؟

یا ما انسان های آینده هستیم

یا ما بعد ثابتی هستیم که هستیم

مثل کمدی که توی اتاق هست

شما هر زمانی که بیای هست

یعنی منم هستم

توی این زمان

در این مکان تثبیت شده ام

اینجوری یعنی داری یه مسیری رو طی میکنی که تعیین شده است و کاملا ثابته

و اینجاست که خدا میگه من همه چیز رو میدونم، چون همه چیز براش تعیین شده است و همه چیز رو میبینه، نه اینکه اینده بین باشه، این از لحاظ علمی کاملا تعیین شده است

اما خب انسان قرار نیست به این قضیه دست پیدا کنه

پس خدا کاملا به همه چیز احاطه داره

نه از روی آیات قرآن

بلکه از روی اثبات زمان و فضا

اونا کسانی هستن که میتونن به زمان غلبه کنن

و با غلبه به زمان

میتونن به هر زمانی سفر کنن

و از کجا معلوم ما زمانی طی شده نباشیم؟

نیستیم، چون انسان قرار نیست به این بُعد دست پیدا کنه

ولی اونا دست پیدا کردن و براحتی در بعد زمان ما حرکت میکنن، در آینده و گذشته ما

ما دسترسیمون به حدی خواهد بود که فقط میتونیم زمان رو دیرتر برای خودمون بگذرونیم، اونم با استفاده از گرانش

حتی با این قضیه اون مسئله که خدا میگه اگر یک روز از زندگی نسل انسان باقی مونده باشه اون روز رو انقدر طولانی میکنم تا حضرت ولیعصر ظهور کنه، این مسئله هم قابل توضیحه، خدا با دستکاری گرانش براحتی میتونه چنین کاری رو انجام بده که کاملا علمیه

خیلی خیلی بحث عمیق و پیچیده ایه و از صمیم قلبم آرزو میکنم یه دانشمندی چیزی در عرصه هوا فضا پیدا کنم در این عرصه باهاش صحبت کنم

خیلی دنبال کسی هستم در این مورد باهاش صحبت کنم و حرفامو بفهمه

اگر کسی رو میشناسید، یا منو به اون یا اونو بمن معرفی کنید

منبع : بین ستاره ایگرانش و کنترل بُعد زمان (مکالمات منو مامانم!!!)
برچسب ها : زمان ,گرانش ,یعنی ,کنیم ,پیدا ,خیلی ,قرار نیست ,زمان غلبه ,توضیح میدم ,چنین کاری ,سیاه چاله

مطلب 729

:: مطلب 729

- زنگ بزن دایی ات گاهی، خیلی خوشحال میشه، میگه کسی بهم زنگ نمیزنه و...

- خب شماها زنگ بزنید، شش تا خواهر داره، اونوقت باید خواهرزاده اش زنگ بزنه بهش حالش رو بپرسه؟

- نه خب خوشحال میشه دیگه، کسی بهش زنگ نمیزنه

- خب شماها باید بهش زنگ بزنید، والا منم سالی یبار به گوشیم کسی زنگ نمیزنه، تازه من اصلا خواهری برادری ندارم

___________________________

بعضی وقتا یهو اینجوری میشه و دلت تنگ میشه و یهو شوکه میشی از حرفی که زدی

منبع : بین ستاره ایمطلب 729
برچسب ها : میشه

حتما دلیل و هدف برای حرکت لازم نیست، گاهی به دلت گوش کن

:: حتما دلیل و هدف برای حرکت لازم نیست، گاهی به دلت گوش کن

بعضیام هستن

خیلی خیلی دنبال دلیل هستن

توی چندتا پست قبلیم گفتم، همیشه نباید دنبال هدفی باشی تا پاشی و کاری بکنی

اگر چنین آدمی هستی

بدون لذت رانندگی تو مه رو از دست میدی

بدون لذت غواصی توی اقیانوس رو از دست میدی

خیلی لذت ها توی دنیا هستن که بدون نگاه به پایان باید بری جلو و صرفا از مسیر باید لذت ببری

از طرف دیگه ما خیلی وقتا خیلی چیزا رو تجربه میکنیم یا میفهمیم که نمیتونیم اونا رو توضیح بدیم

مثلا ما میفهمیم و به شخصی احترام میذاریم، هیچوقت تو نمیتونی دلیل بیاری برای کسی که چرا به این شخص احترام بذار، چون باید معرفت از اون شخص پیدا کنه تا بفهمه دقیقا چرا

گاهی نمیشه دلایل رو بیان کرد

گاهی حتی انجام میدیم ولی دلایل رو اصلا نمیدونیم، مثلا ما رانندگی میکنیم، ولی هیچوقت نمیدونیم چرا و چه اتفاقاتی باعث رانندگی میشن

فکر کن بری به دو یا سه قرن پیش

به یکی بگی این میشه سوارش بشی و رانندگی کنی

خب تو ام بشین و رانندگی کن و میبینی که اون شروع به حرکت میکنه

وقتی حتما دلیل برای تک تک کار ها میخوایم

مثل این میمونه که وایسی یه گوشه و بگی نه من باید بهم ثابت شه و بدونم دقیقا چرا چنین وسیله ای حرکت میکنه، اونم به چه دلایلی و چرا؟

اونوقت سوارش میشم

خب...

منبع : بین ستاره ایحتما دلیل و هدف برای حرکت لازم نیست، گاهی به دلت گوش کن
برچسب ها : خیلی ,رانندگی ,دلیل ,گاهی ,هستن ,حتما دلیل

محل قرارگیری آمارگیر www.neginpop.ir

پاپ کده | کسب درآمد از پاپ آپ چیست , کسب درآمد از پاپ آپ در بلاگفا , کسب درامد از پاپ آپ خارجی , کسب درآمد با پاپ آپ , اس پاپ آپ - سیستم کسب درآمد از پاپ آپ , کسب درآمد ازطریق پاپ آپ , کسب درآمد از اینترنت پاپ آپ , کسب درامد اینترنتی پاپ اپ , اموزش کسب درامد از پاپ اپ , نحوه کسب درامد از پاپ اپ , کسب درآمد از پاپ آپ , بهترین سایت کسب درآمد از پاپ آپ , اسکریپت کسب درآمد از پاپ آپ , سیستم کسب درآمد از پاپ آپ , کسب درآمد از طریق پاپ آپ , کسب درامد از پاپ اپ فیس نما , بهترین سایت های کسب درآمد از پاپ آپ , کسب درآمد بالا از پاپ آپ , بیشترین کسب درامد از پاپ اپ , کسب درآمد از بهترین پاپ آپ ها , بهترین سیستم کسب درآمد از پاپ آپ , چگونه از پاپ اپ کسب درامد کنیم , نحوه کسب درآمد از طریق پاپ آپ , کسب درامد از طریق پاپ آپ - poppop , معرفی سایت های کسب درآمد از پاپ آپ , معرفی سیستم کسب درآمد از پاپ آپ , سامانه کسب درآمد از پاپ آپ , سایت کسب درآمد از پاپ آپ , سیستم کسب درآمد از طریق پاپ آپ , کسب درآمد از راه پاپ آپ , سایت کسب درآمد از پاپ آپ شرکت راه گستر قرن , چگونگی کسب درآمد از پاپ آپ , کسب درآمد از تبلیغات پاپ آپ