خیلی خیلی سخت دیگه فیلمی به دلم میشینه

یجورایی ازینکه دیگه تو دنیای فیلم بتونم غرق بشم دارم ناامید میشم

انگار فیلم دیدن هم داره از سرگرمی هام دور میشه

چندروز پیش با دوستم تو محل... نشسته بودیم داشتیم فیلم میدیدیم

5 دقیقه اول فیلم بود

گفتم خب دیگه کار زنه به مرده میوفته و باهم تو دردسر میوفتن و آخر فیلم هم دوباره برمیگردن سر خونه زندگی با هم

داشته بچه رو نشون میداد

گفتم اینم الان میدزدن

دقیقا همون موقع دزد اومد بچه رو دزدید، بدون حتی ثانیه ای گذشتن از حرف من

یجورایی دیگه کلا تکراری و خسته کننده دارن میشن واسم، قابل پیش بینی

دیگه از سطح یه بیننده صرف، بالاتر رفتم بنظرم، به قول معروف دیگه واسه خودم نظریه پردازی هستم در این زمینه

اما فیلم

این فیلم به واسطه احساساتی که بین بازیگراش جریان داشت منو درگیر کرد

مخصوصا اینکه داشتم از نقش های یک نوع "تام هاردی" دیگه خسته میشدم

اون اولا دوستش داشتم، ولی دیگه از سبک تکراری بازی کردنش خسته شدم، دیگه خیلی یه نوع خاصی بازی میکنن بعضیا، مثلا ویل اسمیت هم تو خیلی فیلماش تکراری کار کرده و رفتاراش کاملا تکراری هستن و گاهی حواس آدمو میبرن پیش نقش های قبلی و حتی پیش خود بازیگر و از نقشی که در حال حاضر توش هست آدمو دور میکنن و نمیشه ارتباط خوبی برقرار کرد، ولی خب ویل اسمیت بنظرم خیلی خوب میتونه تو نقش جدید فرو بره، خیلی خوب

اما داستان فیلم

داستان فیلم در مورد شخصیه که بعد از سالها پیش پدرش برمیگرده و میخواد که مربیش باشه تا توی بزرگترین مسابقات رزمی شرکت کنه، اما هدفش اینه پول زیاد این مسابقه به بده به همسر دوستش که توی جنگ باهاش بوده و کشته شده و...

ازونور داداشش هم بعلت پول نداشتن یجورایی وارد اومدن به سمت این مسابقات میشه

این در صورتیه که این پدر و دو پسر اصلا ارتباطی باهم داشتن و سالهاست از هم بی خبرن

حالا اصلا نمیخوام فیلم رو بررسی کنم چون حس نوشتنش نیست، میخوام حس خودم رو بگم چون حس نوشتنش هست

قانع کننده بود؟

فیلم جداشدن و اینکه اینا سعی میکنن پیش هم برگردن رو در طی این داستان کلی فیلم نشون میده و جوری داستان رو پیش میبره که تقصیر هر سه اینا بوده و هیچکدوم تو این داستان مظلوم نبوده

مثلا پدر خانواده مست بوده و هرزه بوده و خانواده رو ول کرده و...

پسر بزرگتر (دقیقا تو چه موقعیتی بوده معلوم نیست) پدر و دوست دخترش رو انتخاب کرده و از خانوادشون جدا شدن، از طرفی پدر هیچوقت مربی این پسر بزرگتر نشده که اونو یه مبارز حرفه ای بکنه و بعدا ها این پدر و پسر بزرگتر از هم جدا میشن ولی نزدیک هم زندگی میکنن و پسر بزرگتر هم با دوست دختر ازدواج و دوتا بچه و زندگی و...

اما پسر کوچکتر گذشته که الان سالها گذشته و تام هاردی هست الان

با مادرش بوده، مادرش یه بیماری داشته و میمیره اینم میره تو نیرو دریایی و... حالام برگشته پیش پدرش که مربیش باشه و توی مبارزات شرکت کنه و....

این برام جالب بود که بنظرم کارگردان جوری داستان رو پیش میبره که نشون بده هر سه اینا گناهکار بودن تو قضیه جدایی خانواده از هم و نه هیچکدوم کمتر و نه هیچکدوم بیشتر

همونقدر که سعی میکنه و موفق هم هست که هر کدوم رو گناهکار نشون بده

همونقدر هم سعی میکنه که هر سه رو مظلوم نشون بده، مثلا پسر کوچیکه تو جنگ سختی کشیده، پسر بزرگه داره خونشو از دست میده و ورشکست میشه و پدر هم که خانوادش رو از دست داده و پشیمونه و...

بنظرم اینکه سعی میکنه همه رو مساوی پیش ببره و موفق هم هست

اما پایان فیلم چیزی که نشون میده اینه که

پدر فیلم گناهکار اصلی بوده، چون در پایان دوپسر زیاد توجهی به باباشون نمیکنن و داستان اصلی بین خودشونه

و با توجه به اینکه پسر بزرگه رو پرتلاش تر و مظلوم تر نشون میده و خب تو مبارزه پایانی هم که این دو روبه روی هم قرار میگیرن پسر بزرگه میبره (اینجا فیلم میخواد بگه به پدرش هم نشون میده که مبارز بهتریه از داداش کوچیکه و پدرش بهش ایمان نداشته)

همه اینا نشون میدن داداش بزرگه خوبه داستان بوده که کلی تلاش کرده برای زندگی و...

داداش کوچیکه مظلومه داستان و کسی که سختی زیادی کشیده تو بچگی و زندگی و...

پدر هم که قبلا مزخرف ترین آدم روی زمین بوده که الان کلی پشیمونه واسه خودش...

مظلوم نشان دادن این سه، حق داشتن هر سه شون و گناه کار بودن هر سه شون که اصلا نمیشه گفت کی بهتره و کی بدتر رو دوست داشتم

اینجوری با قضاوت بیننده بازی میکنه و تا آخر فیلم ذهن بیننده رو درگیر نگه میداره و تا آخر اونو مشتاق این نگه میداره که دنبال لحظه ای بگرده تا بتونه مدرکی علیه اون یکی بیاره و بگه اها بالاخره فهمیدم کی مقصر بوده

اما فیلم چنین اجازه ای رو به بیننده نمیده و باعث میشه تا آخر فیلم رو مشتاقانه ببینی بدونه اینکه بفهمی چجوری این دو ساعت گذشت

فیلم زیبایی بود

منبع : بین ستاره اینگاه کوتاه به فیلم Warior 2011
برچسب ها : فیلم ,داستان ,بوده ,نشون ,خیلی ,اینکه ,نشون میده ,داداش کوچیکه ,جوری داستان ,داستان فیلم ,مربیش باشه